نوشته شده توسط : حسین مبشر

 

چکیده :با وجود فضاسازی‌های پرهیاهوی اقتدارگرایان علیه رهبران جنبش سبز، که با شعارهای مرگ در صحن مجلس و تجمعات غیرقانونی و همراهی پلیس و دستگاههای امنیتی و حاکم کردن فضای خفقان بر حوزه و دانشگاه و جامعه همراه بود، رئیس دستگاه قضایی بار دیگر آب پاکی را روی دست همه‌ی حامیان کودتا ریخت و تاکید کرد که دستگیری موسوی و کروبی هنوز هم به مصلحت...


دو روز پس از فضاسازی‌های پرهیاهوی اقتدارگرایان علیه رهبران جنبش سبز، که با شعارهای “مرگ بر” در صحن مجلس و تجمعات غیرقانونی و همراهی پلیس و دستگاههای امنیتی و حاکم کردن فضای خفقان بر حوزه و دانشگاه و جامعه همراه بود، رئیس دستگاه قضایی بار دیگر آب پاکی را روی دست همه‌ی حامیان کودتا ریخت و تاکید کرد که دستگیری موسوی و کروبی هنوز هم “به مصلحت نیست!”

به گزارش کلمه، صادق لاریجانی که پیش از این هم چند بار به صراحت اعلام کرده بود که تشخیص این مصلحت با رهبری و نه هیچ کس دیگری است، این بار هم در حالی که صداوسیما و رسانه‌های دولتی، و وابستگان جناح دولتی در نهادهای امنیتی و حوزوی سنگ تمام گذاشته بودند، از همه‌ی دست‌اندرکاران این فضاسازی‌ها از جمله “نمایندگان مجلس، مسئولان و آحاد ملت انقلابی” تشکر کرد، اما به آنها گفت که: “باید مصلحت نظام را در نظر گرفته و برای محاکمه سران فتنه صبر پیشه کنند.”

به نظر می‌رسد این “به مصلحت نبودن” با حضور گسترده مردم در تهران و شهرهای بزرگ کشور در روز ۲۵ بهمن بی‌ارتباط نباشد؛ که در غیر این صورت، همانطور که بسیاری از سخنگویان جناح اقتدارگرا در این دو روز اعلام کردند، دیگر بیش از این نمی‌توان برای دستگیری رهبران جریان منتقد دولت زمینه‌سازی کرد.

رئیس قوه قضاییه همچنین در توضیح این “به مصلحت نبودن” به “جریانهای بسیار تند و غافلگیرکننده در کشورهای منطقه” نیز اشاره کرد.

رئیس دستگاه قضا در عین حال به طور ضمنی، حصر خانگی موسوی و کروبی را نیز که پیش‌تر از سوی مسئولان رسمی تکذیب شده بود، تایید کرد و گفت: “دستگاه قضا راه را بر اطلاعیه پراکنی آنها خواهد بست و اجازه نمی دهد آنها از صبر و تحمل نظام اسلامی سوء استفاده کنند و امیدواریم که مردم شریف ایران با صبر و تحمل ما را همراهی کنند.”

لاریجانی این سخنان را چند ساعت پس از تجمع – طبعا بدون مجوز – لباس شخصی‌ها در مقابل منزل موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی مطرح کرد؛ تجمعاتی که پر از شعارهای توهین‌آلود و تهدیدآمیز بود و آخرین مرحله از دست و پا زدن‌ها برای بازداشت موسوی و کروبی به شمار می‌رفت.

 

در این تجمعات که تا نیمه‌های شب ادامه داشت، شعارهایی همچون “تا هاشمی کفن نشود، این وطن وطن نشود” و “موسوی و کروبی اعدام باید گردند” سر داده شد و علیه سید حسن، سید یاسر و سید علی خمینی، نوه‌های امام خمینی، نیز شعارهای موهنی مطرح شد.




:: بازدید از این مطلب : 252
|
امتیاز مطلب : 131
|
تعداد امتیازدهندگان : 35
|
مجموع امتیاز : 35
تاریخ انتشار : پنج شنبه 28 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

 

ندای سبز آزادی از تناقض‌گویی دو نماینده رهبری در کیهان و دانشگاه درباره عکس شهید صانع ژاله خبر داد و با اشاره به اینکه یک مسئول نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها، عکس مذکور را جعلی خوانده اما شریعتمداری در برنامه زنده تلویزیونی ادعا کرده که شهید ژاله، جاسوس او بوده!! نوشت:

در حالی که حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان در تلویزیون مدعی شده است که صانع ژاله خبررسان روزنامه کیهان بود و به عنوان مثال خبر دیدار با آیت الله منتظری را به این روزنامه داده است، مدیر تشکل های نهاد رهبری در دانشگاه ها، عکس صانع ژاله با آیت الله منتظری را جعلی دانست.

روزنامه کیهان پس از ترور سعید حجاریان در اسفند ۷۹، سرمقاله ای به قلم حسین شریعتمداری نوشت و در آن حجاریان را با عنوان “سعید جان” مخاطب قرار داد. این درحالی بود که تا پیش از ترور عنوان حجاریان در روزنامه کیهان تئوری پرداز “فشار از پایین، چانه زنی در بالا” بود. در عین حال روزنامه کیهان در ستون خبرهای ویژه خود پس از ترور حجاریان مدعی شد که حجاریان به عنوان مدیرمسئول روزنامه صبح امروز با اعضای شورای سردبیری مشکل داشته است.

خوشبختانه سعید حجاریان زنده ماند تا رسوایی روزنامه کیهان نمایان شود و دوباره حجاریان با عنوان نظریه پرداز جنگ روانی و این اواخر سرباز جنگ نرم علیه انقلاب نام گیرد. کیهان و حسین شریعتمداری هیچ گاه در مورد آن سرمقاله و خبر ویژه خود صحبت نکردند و ترجیح دادند خود را به فراموشی بزنند. شاید فکر نمی کردند حجاریان از تیر سعید عسگر به سلامت بیرون آید.

این بار اما حسین شریعتمداری پس از آنکه مطمئن شد، صانع ژاله، دانشجوی کرد شهید شده است، “شهید دزدی” کرد و مدعی گردید که صانع ژاله دانشجوی بسیجی و خبرچین روزنامه کیهان بوده است و خبر دیدار با آیت الله منتظری را هم او بود که به کیهان داد. این در حالیست که برادر صانع ژاله، در مصاحبه مستقیم با تلویزیون صدای آمریکا این امر را تکذیب کرد و گفت کارت بسیجی که برای برادرش صادر شده توسط پسرخاله اش که از عوامل امنیتی شهرستان پاوه است جعل شده است. حجت الاسلام داود رنجبران مدیر تشکل های نهاد رهبری در دانشگاه ها در مصاحبه با خبرگزاری مهر هم پیش از این ادعای حسین شریعتمداری همه چیز را از اساس منکر شد و گفت اساساً عکس دیدار شهید ژاله با آیت الله منتظری جعلی است و این شهید هیچ گاه با آیت الله منتظری دیداری نداشته است.




:: بازدید از این مطلب : 353
|
امتیاز مطلب : 113
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
تاریخ انتشار : پنج شنبه 28 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر


سلام...

آلان متوجه شدم که برادرای جنگ سایبری با تمام منطق خودشون وبلاگ بلاگفام پاک کردن...

گیرم که می زنید گیرم که می کشید با پرندهای نشسته در آشیانه چه می کنید.؟؟!!

باطل رفتنی است...

به امید ایران و ایرانی آزاد.

یا حق...



:: برچسب‌ها: http://hoseinmobasher , blogfa , com/ فریاد عشق ,
:: بازدید از این مطلب : 137
|
امتیاز مطلب : 123
|
تعداد امتیازدهندگان : 32
|
مجموع امتیاز : 32
تاریخ انتشار : چهار شنبه 27 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

در حالی که جمعی از نمایندگان مجلس در ایران خواستار برخورد شدید با معترضان و اعدام موسوی و کروبی شده‌اند، جمعی از نمایندگان مجلس بحرین در اعتراض به کشته شدن یک هموطن خود در اعتراضات این کشور، از فعالیت دست کشیدند و احتمال استعفای خود را مطرح کردند.

به گزارش رویترز، “ابراهیم المطر” عضو فراکسیون “وفاق ملی” در پارلمان بحرین اعلام کرد: فراکسیون “وفاق ملی” متشکل از تعدادی از نمایندگان شیعه در پارلمان بحرین امروز سه شنبه در اعتراض به کشته شدن یک شیعه بحرینی در تجمعات و راهپیمایی های دیروز مخالفین در این کشور، ادامه فعالیت خود را به حالت تعلیق درآوردند.

المطر اضافه کرد: فراکسیون وفاق ملی طی روزهای آینده موضع نهایی خود در مورد استعفا از نمایندگی یا ادامه فعالیت بیان می کند. وی این اقدام نمایندگان فراکسیون وفاق ملی را شیوه ای برای بیان خواسته آنان برای مذاکره با دولت دانست.

در ایران اما امروز گروهی از نمایندگان تندرو حامی دولت احمدی نژاد خواستار اعدام موسوی و کروبی و برخورد شدید با معترضان شدند.

دیروز (۲۵ بهمن ماه) هم در ایران و هم در بحرین، مخالفان دولت به خیابان‌ها آمدند و برخود خشونت‌آمیز پلیس و نیروهای لباس‌شخصی با تظاهرکنندگان، در هر یک از این دو کشور دست کم یک کشته بر جای گذاشت.




:: بازدید از این مطلب : 453
|
امتیاز مطلب : 108
|
تعداد امتیازدهندگان : 28
|
مجموع امتیاز : 28
تاریخ انتشار : چهار شنبه 27 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

بر اساس نظریه ولایت مطلقه فقیه لازمه پذیرش حکومت اسلامی، روا داشتن اختیارات مطلق برای فقیه‌است. فقیه، حاکم علی الاطلاق است و همه اختیارات امام معصوم شیعه را دارا است؛ زیرا ولایت مطلق، به معنای رعایت مصالح عام در سرپرستی جامعه‌است و چون حوزه حکومت، مصالح عمومی را نیز در بر می‌گیرد، بدون ولایت مطلق برپایی حکومت اسلامی و اجرای احکام دین ممکن نیست.[۱۸]

به گفته سید علی خامنه‌ای ، ولی فقیه تمام اختیارات پیامبر اسلام (حتی اختیار بر نفس و جان مسلمانان) را داراست و رای او بر نظر همه مردم و حتی سایر فقها برتری و رجحان دارد:

« مراد از ولایت مطلقه فقیه جامع الشرایط این است که دین حنیف اسلام که آخرین دین آسمانی است و تا روز قیامت استمرار دارد دین حکومت و اداره امور جامعه‌است، لذا همه طبقات جامعه اسلامی ناگزیر از داشتن ولی امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامی را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید، و از نظام جامعه اسلامی پاسداری نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدّی قوی بر ضعیف جلوگیری نماید، و وسائل پیشرفت و شکوفائی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را تأمین کند. این کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادی بعضی از اشخاص منافات داشته باشد، حاکم مسلمانان پس از این که وظیفه خطیر رهبری را طبق موازین شرعی به عهده گرفت، باید در هر مورد که لازم بداند تصمیمات مقتضی بر اساس فقه اسلامی اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نماید. تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در مواردی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدّم و حاکم است، و این توضیح مختصری درباره ولایت مطلقه است.[۱۹]  »

وی همچنین معتقد است که «اختیارات ولی فقیه در صورت تعارض با اراده و اختیار مردم، بر اختیارات و تصمیمات مردم، مقدم و حاکم است».[۲۰]

ولایت فقیه و قانون اساسی

ولایت فقیه پس از انقلاب ۵۷ با مصوبه مجلس خبرگان به قانون اساسی جمهوری اسلامی اضافه شد و روز بروز اختیاراتش افزایش یافت. به بیان دیگر ولایت فقیه در متون شیعه تداعی کننده «فقاهت فقیه» است، در حالیکه پس از انقلاب مقصود روح الله آیت‌الله خمینی و همفكرانش از کلمه «ولایت فقیه» در اختیار گرفتن حاکمیت سیاسی با تمام اختیاراتی است که برای پیامبر و امام معصوم در مذهب شیعه وجود دارد.[۲۱]

در پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی که در زمان دولت مهدی بازرگان تدوین شده بود اشاره‌ای به ولایت فقیه نشده بود، آیت‌الله خمینی نیز بدون اشاره بدان ، پیش نویس را تایید کرد و با تصویب شورای انقلاب بجای رای گیری عمومی مجلس خبرگان به بررسی و تدوین نهایی قانون اساسی پرداخت. [۲۲] [۲۳] ولایت فقیه و مجلس خبرگان در مجلس ۷۵ نفره‌ای که ریاستش را دکتر بهشتی بر عهده داشت، به این پیش‌نویس اضافه شده‌اند.[۲۴] گرچه اعضای مجلس خبرگان اطلاعات دقیقی از مذاکرات پشت پرده بدست نداده‌اند ، اما بنا به متن رسمی مذاکرات (که در سال ۱۳۶۳ انتشار یافت) اول بار در جلسه سوم مجلس خبرگان سیدمحمد کیاوش نماینده خوزستان و پس از او عبدالرحمن حیدری نماینده ایلام و سپس حسن آیت به طرح موضوع پرداختند. [۲۲] [۲۳]

بنا به روایتی که ابوالحسن بنی صدر نقل می‌کند ، پس از آگاهی از آنکه مجلس خبرگان تصمیم دارد قانون اساسی را بر مبنای ولایت فقیه تنظیم کند، او به همراه ۷ تن دیگر از جمله آیت‌الله طالقانی ،عزت الله سحابی ، علی گلزاده غفوری ، آیت‌الله مکارم شیرازی[۲۵] ، نوربخش و مقدم مراغه‌ای تصمیم به استعفا در اعتراض به این موضوع داشتند اما نهایتا ماندن در مجلس خبرگان و مخالفت با اصل ولایت فقیه را به مصلحت می‌بینند. بنا به روایت وی مرتضی حائری یزدی (فرزند بنیانگذار حوزه علمیه قم) نیز با ولایت فقیه مخالف بود اما به بهانه کسالت از مطرح کردن مخالفت خود خودداری کرد.به گفته بنی صدر مکارم شیرازی نیز سخت بر علیه ولایت فقیه سخنرانی کرد و گفت امروز روز سیاه تاریخ ایران است.[۲۶]

عزت الله سحابی می‌گوید آیت‌الله بهشتی نیز با ولایت فقیه مخالف بوده اما به وی گفته‌است :«الان شرایطی نیست که بتوانیم این مباحث را مطرح کنیم.» اما آنگونه که در متن منتشر شده از مذاکرات دیده می‌شود ، در جلسه رای گیری پیرامون ولایت فقیه پس از سخنرانی مهندس مقدم مراغه‌ای در مخالفت با ولایت فقیه ، بهشتی در دفاع از آن سخنرانی کرده‌است.[۲۷]

آنگونه که از سخنان هاشمی رفسنجانی بر می‌آید ،علت آنکه آیت‌الله خمینی و سایر روحانیون در ابتدا ولایت فقیه را در پیش نویس قانون اساسی وارد نکردند ، سردرگمی آنان از چگونگی طرح آن بوده‌است ، نه آنکه آیت‌الله خمینی ولایت فقیه را مد نظر نداشته‌است. از سویی آیت‌الله خمینی طی سخنانی تاکید دارد که اختیارات ولی فقیه به مراتب بیش از این است و برای جلوگیری از انتقاد روشنفکران به این مقدار قناعت کرده‌اند.[۲۸]

در بازنگری قانون اساسی درسال ۶۸ شرط مرجعیت از شرایط ولی فقیه حذف و عبارت مطلقه اضافه و اختیارات وی گسترده تر شد. (اصل ۵۷ و ۱۱۰ قانون اساسی)

نظرات مختلف پیرامون ولایت فقیه


گرچه مرجعیت فقیه به عنوان یک متخصص در علوم مذهبی و به معنای رسیدگی به امور مذهبی شیعیان توسط فقیه سابقه تاریخی دارد. ـ که آن هم هر فرد شیعه با اختیار و تحقیق خود به طور مجزا فقیهی واجد شرایط را به عنوان متخصص آن هم فقط در احکام دین، برای خود و نه برای دیگران به عنوان مرجع انتخاب می‌کند ـ اما لزوم حاکمیت سیاسی فقیه بر جامعه تا پیش از نظام جمهوری اسلامی مطرح نشده بود و با مخالفت مراجع عظام تقلید در زمان خود مواجه شد. همچنین منتظری بعنوان بانی اضافه شدن اصل ولایت فقیه به قانون اساسی جمهوری اسلامی و ارائه اختیارات گسترده به وی، در سال‌های پایانی زندگی‌اش مخالف سرسخت آن بود.

  • آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری مخالف اختیارات نامحدود ولی فقیه بود و به اصل ۱۱۰ قانون اساسی رای نداد [۲۹] .
  • آیت‌الله حسینعلی منتظری ولایت فقیه جامع الشرایط را تایید می‌کند ولی ولایت مطلقه فقیه را از مصادیق شرک می‌داند.[۳۰]
  • آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی نظریهٔ ولایت فقیه را یک «بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی» می‌دانستند.[۳۱][۳۲][۳۳] او می‌گوید: «ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقهاء اثبات نمی‌شود. «ولایت» تنها به پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) اختصاص دارد. آن‌چه از روایات برای فقها، اثبات می‌شود دو امر است، نفوذ قضاوت، حجیت فتوای‌شان. اما حق تصرف در اموال قاصران و غیر ایشان ـ که از شئون «ولایت» است ـ ندارند مگر در امور حسبیه[۳۴] و فقها در این محدوده «ولایت» دارند، اما نه به معنای ادعا شده [یعنی نه به معنای ولایت] بلکه به معنای نفوذ تصرفاتش یا تصرفات وکیلش... بنابراین، آن‌چه برای فقیه، ثابت می‌باشد «جواز تصرف» است، نه «ولایت».»[۳۵]
  • آیت‌الله سید حسن طباطبایی قمی با نظریه ولایت فقیه مخالف بود. او براین اعتقاد بود که در شرایط کنونی امکان برقراری حکومت اسلامی وجود ندارد.[۳۶]
  • آیت‌الله سید علی سیستانی دربارهٔ ولایت فیقه چنین بیان می‌کند که ولایت در آن چه - به اصطلاح فقها - امور حسبیه خوانده می‌شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است. و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.[۳۷]
  • علامه محمدجواد مغنیه فقیه و مفسر قرآن لبنانی معتقد بود کسی که قائل به ولایت فقیه به این شکل باشد یا جاهل است و یا قصد بدعت در دین را دارد.
  • آیت‌الله مرتضی مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی می‌گوید:«ولایت فقیه به این معنا نیست که فقیه خود در رأس دولت قرار گیرد و عملاً حکومت کند. نقش فقیه در یک کشور اسلامی ... نقش یک ایدئولوگ است نه نقش یک حاکم.... صتور مردم آن روز ـ دورهٔ مشروطیت ـ و نیز تصور مردم ما از ولایت فقیه این نبود و نیست که فقها حکومت کنند و ادارهٔ مملکت را به‌دست گیرند...»

[۳۸][۳۹]

علامه سید علی امین فقیه لبنانی، عذرخواهی آیت‌الله منتظری از مردم و اعتراض فرزندان انقلاب ایران و دوستان آیت‌الله خمینی به «ولی فقیه» را نشانه آن می‌داند که این نظریه آزمون خود را پس داده و در آزمون اجرا مردود شده‌است.



:: بازدید از این مطلب : 269
|
امتیاز مطلب : 114
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
تاریخ انتشار : یک شنبه 24 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

دروغگوها(دیکتاتور چو دیکتاتور ببیند خوشش آید)به امید سرنگونی تمام دیکتاتورها.



:: بازدید از این مطلب : 313
|
امتیاز مطلب : 112
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
تاریخ انتشار : یک شنبه 24 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

در پی بازداشت مجدد تقی رحمانی، نویسنده، پژوهشگر و مشاور مهدی کروبی، همسر وی نرگس محمدی بنا به تشخیص پزشکان معالج و جهت کنترل آثار فشارعصبی مجددی که بر او وارد شده، در بیمارستان بستری شد.

 

لازم به ذکر است در آغاز موج دستگیری ها در آستانه ٢۵ بهمن، تقی رحمانی، فعال ملی – مذهبی و از مشاوران مهدی کروبی، نیمه شب چهارشنبه، بیستم بهمن ماه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

 

به گزارش جرس، نرگس محمدی، همسر رحمانی و از فعال حقوق بشری، قبل از رفتن نزد پزشک و سپس بستری شدن در بیمارستان، نامه ای سرگشاده خطاب به دادستان تهران نوشته و با شرح آنچه بر خانواده اش طی یورش نیمه شب ماموران لباس شخصی گذشته، خاطرنشان ساخت “…احساس کردم سرزمین مادری‌ام به تاراج رفته و من بی‌پناه در سرزمینی غریب و بیگانه‌ام… احساس می‌کنم دیگر مرگ ما را سزاوار است و بس.”

 

به نام خداوندی که رحمت او وسیع و دائم است بر همه بندگان

 

جناب آقای جعفری دولت آبادی دادستان محترم تهران

 

با سلام و احترام

 

اینجانب نرگس محمدی همسر تقی رحمانی این شکوائیه را خدمت حضرتعالی می‌نویسم و درخواست رسیدگی عاجل دارم.

 

شب گذشته، ساعت ۲۰:۳۰ صدای زنگ منزل به صدا درآمد. سؤال کردم کیستید؟ گفتند با آقای رحمانی کار داریم. سری چرخاندم و تقی را صدا کردم. تقی در منزل نبود. گفتم نیست و آیفون را گذاشتم. من هم مشغول کار فرزندان کوچک ۴ ساله‌ام بودم تا آماده خواب شوند. در را باز نکردم و کارهایم را ادامه دادم.

 

من در وسط هال کنار دو کودکم بودم و با آنها صحبت می‌کردم که ناگهان در حدود ۲ متری خود ۵-۴ مرد با لباس شخصی را دیدم. آنچنان شوکه شده بودم که قادر به حرکت نبودم. زبانم بند آمده بود. من بیمار هستم. و روزی ۱۸ عدد قرص می‌خورم و تحت مراقبت پزشکان مغز و اعصاب و اعصاب و روان و ریه هستم. بیماری دیگری هم دارم که می‌بایست عمل جراحی شوم. دست و پاهایم بر اثر faintی که کردم سست شد و روی پاهایم لغزیدم. در را گرفتم تا زمین نخورم، اما دستانم سست و بی‌جان شد. گفتم شما کی هستید و چرا بدون اجازه وارد خانه شدید. از ترس نمی‌توانستم تکان بخورم. پله‌های خانه ما مستقیم وارد هال می‌شود و آنها در ورودی کوچه را با دیلم شکسته بودند و ۲ در ورودی دیگر را باز کرده بودند و بدون حتی یک یا الله یا صدایی آرام و بی‌صدا از پله‌ها بالا آمده بودند و من یک باره با دیدن چهره مردان ناشناس و در حالی که لباس نامناسبی بر تن داشتم و روسری بر سر نداشتم و آماده خواب بودم، زبانم بند آمده بود. در مقابلشان ایستادم و علی و کیانا، بچه‌های مظلوم و بی‌پناهم را به آغوش کشیدم تا نترسند. آنها مرتب از من می‌پرسیدند این ها دزدند؟ بعد از جر و بحث که در منزل من چه می‌کنید و من روسری ندارم، در مقابلم ایستادند و اجازه دادند تا بروم شال بردارم.

 

به زحمت خودم را روی زمین کشیدم و یک شال از کشوی اتاق برداشتم و در مقابل دیدگان مردان ناشناس بر سر انداختم. نتوانستم مانتو بپوشم و لباس عوض کنم. روی زمین افتاده بودم. تقی واقعا پیش ما نبود و من هم چون مشغول خواباندن بچه‌ها بودم متوجه نشده بودم که تقی برای تنظیم درجه شوفاژ به موتورخانه رفته است.

 

به هر حال آنها در ورودی حاج خانم (صاحب‌خانه) را نیز شکستند و وارد منزل وی هم شدند. حاج خانم بعدا می‌گفت من روی تخت در اتاق خواب دراز کشیده بودم که دیدم چند مرد بالای سر من هستند. تقی هم در طبقه زیرزمین (۲ طبقه پایین‌تر) در موتورخانه مشغول کار بوده که یک مرتبه او را دستگیر کردند.

 

اما بازداشت تقی رحمانی همچون بازداشت من در ۲۰/۳/۸۹ کاملا غیرقانونی بود. هیچگونه حکم ورود به منزل ما و حکم تفتیش آن و یا بازداشت تقی رحمانی در دست مأموران وجود نداشت. هر چه گفتیم این کار شما غیرقانونی است و ما باید به پلیس ۱۱۰ گزارش دهیم که مردان ناشناس بدون حکم بازداشت به طور غیرقانونی وارد منزل شخصی ما شدند و قصد بردن تقی را دارند، تلفن ما را برداشتند و اجازه زنگ زدن ندادند.

 

تا ساعت ۲۳ شب منزل ما را دفعه قبل زیر و رو کردند. گفتم من شماره تلفن ۸ پزشک معالج خود را در موبایل و دفترچه تلفن دارم ضمن اینکه اینها ۶ ماه پیش توسط مأموران اطلاعات بررسی شده، آنها را به من بدهید چون من برای مراجعه به پزشکانم به آنها نیاز دارم. اما آنها اعتنایی نکردند و هر چه دستشان آمد از منزل ما بردند. تقی هم گفت تلفن‌های ضروری نرگس را بدهید.اما ندادند. صبرم را از کف دادم. یکی از مأموران گفت ما شیر هستیم و چون شمشیر. فریاد زدم باشد چون قدرت دارید هر چه می‌خواهید ببرید حتی می‌خواهید لباس‌های ما را هم بکنید و ببرید.

 

من خدا را شاهد و ناظر و گواه می‌گیرم، علی و کیانا به شدت ترسیده بودند.

 

دادستان محترم

 

نمی‌دانم رنجی را که بر من و خانواده‌ام روا می‌دارند چگونه بر قلم جاری سازم. زمانی که ۲۰/۳/۸۹ وارد زندان اوین شدم سرحال و سالم بودم اما وقتی از آن در بیرون آمدم، با بیماری نگران‌کننده‌ای دست به گریبان بودم. ۶ ماه است که تحت معالجه پزشکان هستم و هنوز من بیمارم و ناتوان. بارها درخواست کردم پاسپورتم را بدهند تا من برای معالجه از ایران بروم و ندادند. من دو کودک ۴ ساله دارم. زمانی که مرا بازداشت کردند کیانا را عمل کرده بودم. ناله می‌کرد و ضجه می‌زد و گریه می‌کرد.

 

۳ بار تا پایین پله‌ها مرا بردند و دخترم با صدای لرزان از من خواست تا او را ببوسم و بروم. ۳ بار بالا آمدم و او را بوسیدم. نگذاشتم اشکم را ببیند ولی خدا شاهد است که در دل خون می‌گریستم. کیانا را عمل جراحی کرده بودم. شکمش پر از بخیه و زخم بود. همان شب ساعت ۸ از بیمارستان به منزل آورده بودم. و باید مراقب بخیه‌ها می‌بودم. دختر کوچک سه سال و نیمه‌ام تب داشت.عمل جراحی سختی شده بود و من ۱۰ شب و روز بیدار بر بالین کوچکش بودم. در زندان آرزو کردم ای کاش مادر نبودم. آیا در این سرزمین مادر بودن گناه است؟ ای وای بر ما!

 

این صحنه دیشب دوباره برای علی و کیانا، کودکان ۴ ساله معصوم من تکرار شد. آن ها تا صبح در خواب هذیان می گفتند. چندین نوبت مأموران با تقی با الفاظ بسیار نامناسب و دور از شأن یک مأمور رسمی حکومت با صدای بلند درگیر شدند و علی و کیانا با چشمان بهت‌زده و نگران به صحنه می‌نگریستند. علی راه می‌رفت و با خودش می‌گفت از خانه من برید بیرون. بابا را اذیت نکنید.

 

به دلیل شوکی که بر من وارد شده بود و حمله‌های مکرر تا صبح قادر به ایستادن نبودم. ۲ بار تشنج شدید کردم. ای کاش مرده بودم و دیشب را ندیده بودم.

 

بگذارید صادقانه بگویم دیشب وقتی مردان نامحرم ناشناس در مقابل من ایستاده بودند و مرا با سر و روی نامناسب می‌دیدند، احساس کردم در ایران نیستم. احساس کردم سرزمین مادری‌ام به تاراج رفته و من بی‌پناه در سرزمینی غریب و بیگانه‌ام. حال سؤال دارم از شمای مسئول و طلب پاسخ دارم:

 

آیا زنان این سرزمین، بر مردان حکومت حلال شده‌اند؟ آیا ما زنان و مادران دیگر حرمتی در این سرزمین نداریم؟ آیا با وضع ظاهری درون خانه دیدن من ، یک مادر، یک زن ۳۷ ساله در منزل شخصی و در شب هنگام توسط مردان ناشناس و نامحرم هیچ گناهی در پیشگاه خداوند متعال نیست؟

 

آیا ترسیدن کودکان بی‌پناه من، زیر و رو شدن اسباب منزلم در مقابل چشمان کودکانم نه یک بار بلکه به فاصله شش ماه یک بار، موجب آزار فرزندان کوچک من نیست؟ من چگونه روان آن دو معصوم بی‌گناه را از بردن مادر، از بردن پدر و از خاطرات تلخ پاک کنم؟ خدایا دنیای کودکانه‌شان چه با خشم و بی‌رحمی مکدر شده است. علی و کیانا، مرتب با مردان ناشناس صحبت می‌کردند و با دست‌های کوچک‌شان به آنها اشاره می‌کردند که اینها وسایل ما را می‌برند. مامان آنها دزد هستند؟ بابای من را نبرید، آقا!؟ بابا نرو، مامان من بابا را می‌خواهم…

 

پس از بردن تقی کیانا روی موزائیک‌ها دراز کشید و با صدای بلند گریه سر داد و پدرش را می‌خواست.من مثل یک مرده و بی‌جان نقش بر روی زمین ققط او را می‌نگریستم. دختر چهار ساله‌ام را. می‌خواهم بگویم من یک انسانم، یک همسرم، یک مادرم وتکرار این همه درد و رنج دیگر در خیالم هم نمی‌گنجد.

 

تقی رحمانی ۱۵ سال از عمر خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران گذرانده به جرم آزادی بیان. و این هم سهمی دیگر. من هم ۱/۱۲/۸۹ دادگاهی خواهم شد به جرم مدافع حقوق بشر بودن و علی و کیانای کوچک و معصومم را به خدا خواهم سپرد.

 

بازداشت‌کنندگان خود را ابتدا از نیروی انتظامی و سپس از وزارت اطلاعات معرفی کردند و بعد ساعت ۲۴ و۳۰ دقیقه بعد از نصف شب از وزارت اطلاعات بازجویان بنده زنگ زدند و گفتند تقی را ما نگرفتیم. و من در هول و هراسم از این بردن تقی که نمی‌دانم چه کسانی بردند و چرا بردند. اتهامش چه بود و چرا این گونه با ما رفتار کردند. در هراسم از شکسته شدن درهای منزلم. از ورود غیرقانونی افراد ناشناس. از احساس ناامن بودن حتی در منزلم.

 

احساس تحقیری که از آنچه بر من دیشب گذشت، در تمام وجودم رخنه کرده، از هراس آینده علی و کیانا، از سنگدلی کسانی که باید حافظان امنیت خانواده من باشند، اما رنج و ستم و دل‌شکستگی بر من روا می‌دارند. ای خدای من ای کاش قدری با ما مهربان‌تر بودند. آیا این خواسته زیادی است؟ به خدا پناه می‌برم. این نامه را در حالی برای حضرتعالی می‌نویسم که علی و کیانا خوابندو من عازم بیمارستان و دکتر. از شما می‌خواهم تا به شکواییه من رسیدگی فرمایید. شکایت از ورود غیرقانونی مردان ناشناس، بازداشت همسرم بدون حکم بازداشت. تفتیش منزلم بدون حکم تفتیش، ورود غیرقانونی مأموران به حریم شخصی خانواده‌ام شب هنگام، اذیت و آزار روانی کودکانم، تشدید بیماری‌ام.

 

از یک دادستان در حکومت اسلامی خواسته‌ای مصرانه دارم ، شکایت از مردانی که مرا سر برهنه و با لباس نامناسب و در حالی می نگریستندکه بر اثر بیماری‌ام بر زمین افتاده بودم. من یک زن ایرانی و یک مسلمانم. وبه خدا سوگند اگر از هر تجاوزو قانون شکنی بگذرم از تحقیری که در منزلم شدم نخواهم گذشت.

 

احساس می‌کنم دیگر مرگ ما را سزاوار است و بس.

 

در انتظار پاسخ آن مقام محترم قضایی چشم به راهم و تقاضای ملاقات فوری دارم.

 

با احترام- نرگس محمدی/ ۲۱/۱۱/۸۹

 

گفتنی است به گزارش خبرنگار جرس، در جریان بازداشت تقی رحمانی، شش نفر مامور لباس شخصی با یورش به خانه این فعال شناخته شده ملی مذهبی ، بدون هیچگونه توضیحی وی را بازداشت کردند.

 

ماموران از ساعت ۹ تا ۱۱ شب و مقابل چشمان علی و کیانا دو کودک خردسال تقی رحمانی و همسر بیمارش نرگس محمدی ، به تفتیش منزل این فعال سیاسی پرداختند و در ساعت ۱۱ شب وی را همراه دستنوشته ها ، کتب و کامپیوتر شخصی به مکان نامعلومی منتقل کردند.

 

ماموران لباس شخصی هیچگونه حکم بازداشتی همراه نداشتند و در مورد علت بازداشت رحمانی هیچ توضیحی ندادند.

 

آنها حتی از ارائه هرگونه کارت شناسایی و توضیح که از سوی چه ارگانی دستور بازداشت رحمانی را دارند، خودداری کردند و در پی بازداشت مجدد وی، حال نرگس محمدی همسر وی به شدت بد شده است و دچار حمله عصبی و فلج عضلانی شده است.

 

نرگس محمدی نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر از سال گذشته و به علت فشار های ناشی از بازداشتش دچار بیماری عصبی شده است که منجر به فلج عضلانی مقطعی در وی می شود.



:: بازدید از این مطلب : 156
|
امتیاز مطلب : 97
|
تعداد امتیازدهندگان : 29
|
مجموع امتیاز : 29
تاریخ انتشار : شنبه 23 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر



:: بازدید از این مطلب : 439
|
امتیاز مطلب : 108
|
تعداد امتیازدهندگان : 31
|
مجموع امتیاز : 31
تاریخ انتشار : شنبه 23 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

دوشنبه 25 بهمن روز مقایسه مردم، حکومت و سپاه ایران

 

 با مردم،حکومت و ارتش مصر

 

جرس: به گزارش منابع خبری جرس از تهران تعیین ساعت و روز و مکان راهپیمائی از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی با استقبال شدید مردم مواجه شده است. ساکنان تهران خود را برای تظاهرات مسالمت آمیز تاریخی دیگری از میدان امام حسین تا میدان آزادی آماده می کنند. مردم معتقدند حضور در خیابان و شرکت در این راه پیمائی کمترین کاری است که هر ایرانی می تواند برای نجات ایران انجام دهد

 

 در تاکسی و اتو بوس ومترو مکررا شنیده شده اگر کسی در این روز شرکت نکرد حق ندارد نق بزند و ابراز نارضایتی کند. مگر ما از مردم مصر و تونس کمتریم؟ اگر همه با هم به خیابان بیائیم دیکتاتور و مامورانش هیچ غلطی نمی توانند بکنند. شرائط جدید جهانی به دیکتاتورها اجازه شلیک به معترضان را نمی دهد، فقط باید بخواهیم و بیائیم

 

از شهرستانها خبر می رسد مردم خود را برای برگزاری تظاهرات آرام و مسالمت آمیز 25 بهمن آماده می کنند. در هر شهر بویژه شهرهای دانشگاهی بزرگان شهر در حال رایزنی برای درخواست مجوز و تعیین مسیر راه پیمائی هستند. به گزارش منابع خبری جرس تا کنون شبکه های اجتماعی در شهرهای اصفهان، مشهد، شیراز، تبریز، اهواز، آمل، سنندج و یزد جلسات مقدماتی برگزاری راه پیمائی برگزار کرده اند و فردا برای ارائه درخواست مجوز راه پیمائی به استانداری یا فرماندراری مربوطه مراجعه خواهند کرد

 

اگرچه عکس العمل مقامات وزارت کشور با درخواست برحق مردم که می خواهند از طرق قانونی مطالباتشان را در حمایت از قیام آزادی خواهانه مصر و تونس به گوش حکومت برسانند پیشاپیش معلوم است، اما جمهوری اسلامی بر سر دو راهی خطرناکی قرار گرفته است: اگر مجوز بدهد همگان خواهند فهمید که اکثریت مردم با سیاستهای غلط نظام مخالفند، و اگر مجوز ندهد همراهی خود را با رژیم بن علی تونسی و مبارک مصری اثبات کرده است

 

تحلیل عمومی این است که طرفداران حکومت در روز 22 بهمن به میدان بیایند و مخالفان در روز  25 بهمن، هرچند 22 بهمن متعلق به همه ملت است نه طرفداران حکومت اما با توجه به خوی انحصار طلبی حاکمان همه مناسبتهای ملی مال حکومتی ها، در دیگر روزهای سال بگذارند مردم به اصل 27 قانون اساسی عمل کنند. آنگاه جهان وزن کشی کند که وزن کدام طرف سنگین تر است

 

 عقلانیت در این است که هیچکدام از دو طرف در تظاهرات طرف دیگر شرکت نکند و ماموران انتظامی، سپاه و بسیج نیز در این دو روز بیطرف بمانند. راستی آیا سپاه و بسیج ایران از ارتش مصر کمترند که به روی هموطنان آزادی خواه خود آتش نگشایند؟ 25 بهمن روز آزمون و مقایسه است: مقایسه ملت ایران و ملت مصر، مقایسه حکومت ایران و حکومت مصر، مقایسه سپاه و بسیج ایران با ارتش مصر. امیدواریم در هر سه مقایسه ایرانیان روسفید و سربلند از بوته مبارزه بدر آیند



:: بازدید از این مطلب : 305
|
امتیاز مطلب : 61
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15
تاریخ انتشار : پنج شنبه 21 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر



:: بازدید از این مطلب : 281
|
امتیاز مطلب : 112
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
تاریخ انتشار : سه شنبه 19 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر



:: بازدید از این مطلب : 187
|
امتیاز مطلب : 115
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
تاریخ انتشار : یک شنبه 17 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

با توجه به درخواست رسمی آقایان موسوی و کروبی برای راهپیمایی حمایتی از مردم مصر و تونس در 25 بهمن ساعت 3 بعد از ظهر ، مهمترین کاری که ما می توانیم انجام دهیم اطلاع رسانی است ، آن هم در سطح وسیع . بر روی دیوارها ،روی اسکناس ها ، ساختن نماهنگ و .... تا بار دیگر حماسه 25 خرداد خود را تکرار کنیم .
((...همراه شو رفیق ...))




:: بازدید از این مطلب : 271
|
امتیاز مطلب : 81
|
تعداد امتیازدهندگان : 24
|
مجموع امتیاز : 24
تاریخ انتشار : یک شنبه 17 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

زیبایی غیر از اینکه نعمت خداست. دام شیطان نیز هست.

زمستان بدون بهار دل عاشق شکست خورده است.

باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند.

تکبر زائیده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی.

هزار تلاش آدم به اندازه یک تقدیر کارساز نیست.

هیچ نظم و ساختاری در جهان وجود ندارد، مگر نظم و ساختاری که ما به آنها می‌بخشیم.

 

اگر به عمق اعتقادات نفوذ کنیم، درخواهیم یافت که تمام ارزش ها بی پایه و عقل ناتوان است. هر اعتقاد به صحت و درستی هر چیز ضرورتاً نادرست است. چون جهان حقیقی وجود ندارد. والاترین ارزش‌ها خودشان را نابود می‌کنند و هدفی در کار نیست، چرا که هیچ وقت پاسخی نمی یابند.

آدم بندی ست بسته میان حیوان و ابر آدم. بندی بر فراز مغاکی.

آنچه در آدم بزرگ است این است که او پل است نه غایت.

 

 


 



:: بازدید از این مطلب : 175
|
امتیاز مطلب : 59
|
تعداد امتیازدهندگان : 17
|
مجموع امتیاز : 17
تاریخ انتشار : یک شنبه 17 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

این تاج مرد خندان این تاج گل سرخ را من خود بر سر نهادم . من خود خندهء خویش را مقدس خواندم. بهر چنین کاری هیچ کس دیگر را امروز چندان که باید نیرومند نیافته ام. 

شیطان روزی با من چنین گفت : خدا را نیز دوزخی هست : دوزخ او عشق به آدم است. و چندی پیش شنیدم که گفت : خدا مرده است . رحم خدا به آدم او را کشت.

آموزش را در خانواده و دانش را در جامعه می آموزند و بینش را در تفکرات تنهایی.

فریب بهار را نخور. تابستانی و پاییز و زمستانی هم هست.

آدمی حق انتخاب ندارد چون محکوم و مجبور به سرنوشت است.

یک عمر صرف کسب اعتقاد کردم و در پایان به بی اعتقادی رسیدم.

آرامش مدام نیز کسل کننده است. گاهی طوفان هم لازم است.

آدم امروز در پرستش بتان می زید بتان عرصهء اخلاق بتان گستره سیاست بتان عرصه فلسفه.خدایانی کاملا" باطل که خود آنها را بر ساخته آنگاه پرستیده اند.از این روی از راه راست بیراه گشته و همراه بر این باور پا می فشرده  و از آن چنان جانبداری کرده تا اینکه به فرجامش رسیده موقفی که از همان آغاز به نیستی و فنا چشم داشت

حتی از میان پر دلترین کسانمان چه اندک اند آنان که دانایی خویش را تاب توانند آورد

آسودگی مادر هر روانشناسی است. آنگاه آیا هر روانشناسی تباهی است؟ . 

خدا پنداریست ! اما چه کسی است که این پندار را بیاشامد و نمیرد؟

در دنیا زندگیهای پر تلخی و مرارتی هم هستند که مرگ برای صاحبانشان سعادت است.

 

 




:: بازدید از این مطلب : 124
|
امتیاز مطلب : 57
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

سرنوشت من این است که پس از مرگ دوباره به دنیا بیایم .

اکنون به شما می گویم که مرا گم کنید وخود را بیابید.وتنها آن گاه که همگان مرا انکار کردید،  نزد شما  باز خواهم آمد. 

بدترین خوانندگان کتاب آنانی اند که چون «سربازان غارتگر» عمل می کنند، یعنی از هر جا که دستشان برسد تکه یی بر می دارند.

اندیشه های ما، آری و نه گفتن های ما، و اگر و اما گفتن های ما، همه با همان ضرورتی از درون ما رشد می کنند که میوه از دل درخت- به هم مر بوط و با هم خویشاوندند، و همه از یک اراده، یک وضع جسمانی، یک خاک، و یک خورشید نشان دارند .

تقریبا هر چیزی که وجود دارد در معرض تاویل است؛ زندگی خود چیزی نیست جز ستیزه و جدال ارزش ها و مبارزه برای تاویل اندیشه ها و آرمان ها.

ایرانیان راستگوترین و راست تیرانداز ترین قوم تاریخ اند.

زمان ما پیش رس بدنیا آمدگان هنوز فرا نرسیده است، فقط پس  فردا از آن من است .

زمین روزی از آن ابرآدم می شود .

در جایی که دیگر تنها چیز درخشان زر دکانداران است دکانداران سروری کنند! امروز دیگر روزگار شهریاران نیست! آنچه امروز خود را ملت می نامد شایسته هیچ شهریاری نیست. بنگرید که این ملت ها خود اکنون چگونه چون دکانداران رفتار می کنند: آنان از کمترین بهره در هیچ زباله ای نمی گذرند! در کمین یکدیگرند و یکدیگر را می پایند و نام آن را ‹‹حس همجواری›› می گذارند .

جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود .

برخلاف ‹‹اندیشه های مدرن›› درباره ی زن و مرد، آموزش واقعی در مورد رابطه ی جنس ها را باید در فرهنگ های شرقی یافت.

سنجیدگی و  هنر زن در دلربایی، شوخ وشنگی، و  سبکسری است؟ چرا آنان باید به دنبال کشف حقیقت زن باشند ، در حالیکه هنر بزرگ او دروغگویی و مهم ترین مساله مورد علاقه اش سرو وضع و زیبایی است؟.

مرد و زن هر دو خود را در مورد یکدیگر فریب می دهند، زیرا آنچه برای آنان گرامی و قابل احترام است، تنها آرمان های خودشان است.

 

زن بازیچه ای باد پاک و ظریف، همچون گوهری، رخشان از فضیلت های جهانی که هنوز در کار نیست.در عشق تان فروز ستاره فروزان باد! وامیدتان این باد: بادا که ابر آدم را بزایم!.




:: بازدید از این مطلب : 122
|
امتیاز مطلب : 64
|
تعداد امتیازدهندگان : 17
|
مجموع امتیاز : 17
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

آدم برتر از ابرآدم بسیار دور  است .

ابرآدم است که می آفریند .

از ابرآدم است که آدم های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند .

سرود ابرآدم ، سرود ارزش های نو آفریده است .

درسی که از بازگشت جاودان می گیریم این است که چیز منفی باز نمی گردد. معنای  بازگشت جاودان این است که هستی، انتخاب است. تنها آن چیزی باز می گردد که تصدیق کند یا تصدیق شود .

عرصه عمل برای ابر آدم بی کرانه است .

فرزانگی نمی تواند خود خواهانه باشد و فرزانه نمی تواند منزوی بماند  .

ارزش یابی هر چیز بستگی به توان خواهی آن دارد.

در همه جا هر چه مورد انتقاد ابر آدم است همواره نوعی خواست ویرانگر و منفی وجود دارد.

 

نخستین نبرد با کسانی است که با احسان شان  با ترحمِ حقارت انگیزشان، آدم را، آدم بیچاره یی را که خودش زیر بار شرم و احساس گناه در مانده است، از پا می اندازند و دومین دومین قلمرویی که منفی خواهی در آن حاکم است قلمرو آیین های اخلاقی و سیاست است.




:: بازدید از این مطلب : 319
|
امتیاز مطلب : 55
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

چهار فضیلت آدم والا عبارت است از : دلیری ، درون بینی ، همدلی و تنهایی  که گرایش به آنها سبب پاکی می شود.  

باید از دگم گرایی ها در اندیشه فلسفی دوری کرد.

غرور و فریب رواقیون دلیل علاقه آنها به اخلاق و آمیختن آن با طبیعت است. زیرا تفکر رواقی درواقع نوعی استبداد راندن بر خویشتن است و چون فرد جزئی از طبیعت است پس طبیعت نیز استبداد را بر او حاکم می کند.

اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های فراوان است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد.

مردان بزرگ فقط آرمان های خود را نمایش داده اند.

کسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند.

آدمی برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و  هنجاری در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند.

قدرت خواهی آدمی و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایش او به فلسفه بوده است.

اراده زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است!

 

می خواهم آدمیت را به تصمیم هایی وادارم که به سراسر آینده بستگی دارد. شاید چنین پیش آید که همه هزاره ها، والاترین عهد و پیمان های خود را بنام من ببندند.


 



:: بازدید از این مطلب : 214
|
امتیاز مطلب : 52
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16
تاریخ انتشار : جمعه 15 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

عشق فریبنده و ویرانگر است  نه نجات بخش. فریدریش ویلهلم نیچه

آدمی به دلیل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب. فریدریش ویلهلم نیچه

علم جهان را بیان نمی کند بلکه تفسیر می کند و در واقع معنایی برای وجود نباید در نظر گرفت. فریدریش ویلهلم نیچه

ذهن و  اندیشه  مسئول به اشتباه افتادن آدمی است. فریدریش ویلهلم نیچه

برای آدمی بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند. فریدریش ویلهلم نیچه

فیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود زیرا مفاهیم در چارچوب زبان اسیر می شوند و نمی توان آنها را کاملا با زبان بیان کرد. فریدریش ویلهلم نیچه

آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها. فریدریش ویلهلم نیچه

آدمی را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بینم. فریدریش ویلهلم نیچه

زندگی بدون ، آهنگ  اشتباه است. فریدریش ویلهلم نیچه

 

کسانی که به شهود دلایل منطقی را متصل می کنند راه  اشتباه  رفته اند. فریدریش ویلهلم نیچه




:: بازدید از این مطلب : 165
|
امتیاز مطلب : 50
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15
تاریخ انتشار : پنج شنبه 14 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

روز مرگم، هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد
همه را مســــت و خراب از مــــي انــــگور کنيـــــد


مزد غـسـال مرا سيــــر شــــرابــــــش بدهيد
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهيد


بر مزارم مــگــذاريــد بـيـــايد واعــــــظ
پـيــر ميخانه بخواند غــزلــي از حــــافـــظ


جاي تلقــيـن به بالاي سرم دف بـــزنيـــد
شاهدي رقص کند جمله شما کـــف بزنيد


روز مرگــم وسط سينه من چـــاک زنيـد
اندرون دل مــن يک قـلمه تـاک زنـيـــــــد


روي قــبـــرم بنويـسيــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از اين دار برفــــت

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 323
|
امتیاز مطلب : 46
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
تاریخ انتشار : پنج شنبه 14 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم.  فریدریش ویلهلم نیچه
فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است می خواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان روا داشتن استبداد بر دیگران است. فریدریش ویلهلم نیچه
حقیقت مانند آب دریا است چون نمک  آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد. فریدریش ویلهلم نیچه
خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز. فریدریش ویلهلم نیچه
خیر و نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند. فریدریش ویلهلم نیچه
نمی توان همساز طبیعت بودن را یک اصل اخلاقی دانست. زیرا  طبیعت  بی رحم  است و  اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد . فریدریش ویلهلم نیچه
فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین. فریدریش ویلهلم نیچه
کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد!. فریدریش ویلهلم نیچه
استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود. فریدریش ویلهلم نیچه
باید بر فریب حواس خود پیروز شویم . فریدریش ویلهلم نیچ



:: بازدید از این مطلب : 325
|
امتیاز مطلب : 39
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
تاریخ انتشار : پنج شنبه 14 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

اردشیر امیر ارجمند، مشاور حقوقی میرحسین موسوی، پیشنهاد داد که اگر حاکمیت واقعا مخالف دیکتاتوری است، در آستانه‌ی ۲۲ بهمن بگذارند مردم ایران و جنبش سبز دست به راهپیمایی و تظاهرات مسالمت‌آمیز بزنند تا معلوم شود وضعیت حاکمیت در ایران بهتر است یا وضعیت مبارک و بن علی در مصر و تونس.

دکتر امیر ارجمند در گفت‌و‌گو با کلمه، تاکید کرد: حرکت دموکراسی‌خواهی و عدالت‌جویانه که از ایران و با جنبش سبز آغاز شده بود، امروز سراسر منطقه از تونس تا مصر را فرا گرفته است. قطعا حرکت‌های اعتراضی در کشورهای مختلف، ویژگی‌های خاص خود را دارند، ولی وجه اشتراک آنها، مبارزه با دیکتاتوری و فساد است.

مسلمانان  با دیکتاتوری  در هر لباسی مخالفند، چه در لباس دین چه در لباس سکولاریزمم

این استاد ممتاز حقوق دانشگاههای تهران افزود: مردم منطقه نشان دادند که خواستار حق تعیین سرنوشت از طریق ایجاد حکومت‌های دموکراتیک هستند. مسلمانان در ایران، تونس، مصر و جاهای دیگر نشان دادند که مخالف دیکتاتوری هستند و خود را ناگزیر از تحمل خودکامگان نمی‌دانند؛ چه به نام دین، چه به نام سکولاریزم و چه در لباس نظامیان.

مشاور موسوی معتقد است که مردم ایران در تظاهرات میلیونی ۲۵ خرداد که تاکنون در هیچ‌یک از دیگر کشورهای منطقه تظاهراتی به مانند آن برگزار نشده است، بلوغ سیاسی خود را برای اصلاحات مسالمت‌آمیز نشان دادند.

دیکتاتوری فراعنه ایران و دیکتاتوری فراعنه  مصر و تونس…

وی ادامه داد: جای آن دارد که اکنون خودکامگان تهران، حتی در کسوت دیکتاتوری، از خود هوش و شعور بیشتری نشان داده و قبل از آنکه کشور را دچار خشونت‌های کور نمایند، به رای مردم گردن بنهند. دیکتاتوری فراعنه ایران و لشکریان امنیتی و نظامی آنها، قطعا از دیکتاتوری بن‌علی و مبارک مخوف‌تر و غیر‌اخلاقی‌تر است، زیرا این دو حداقل برای استیلای دیکتاتوری خود از دین استفاده ابزاری نکرده‌اند.

وی خاطر نشان کرد: این آقایان که مدت‌ها به دنبال ارتقای سطح مناسبات خود با مبارک و بن‌علی بودند و توفیق چندانی نداشتند، مزورانه و مانند دزدی که خود فریاد “آی دزد آی دزد” سر می‌دهد، سرکوب مردم مصر و تونس را محکوم می‌کنند. در حالی که دیکتاتوری، سرکوب و قتل و جنایت است؛ چه در قاهره باشد چه در تهران.

اگر راست می گویید  که مخالف دیکتاتوری هستید…

دکتر امیر ارجمند سپس با ارائه پیشنهادی برای راستی‌آزمایی صداقت حاکمیت در مخالفت با استبداد و دیکتاتوری، گفت: اگر این آقایان راست می‌گویند و مخالف دیکتاتوری هستنند، به مردم ایران و جنبش سبز در آستانه‌ی انقلاب شکوهمند ۲۲ بهمن اجازه راهپیمایی و تظاهرات مسالمت‌آمیز بدهند تا معلوم شود آیا وضعیت آنها در ایران بهتر از مبارک و بن‌علی در مصر و تونس است یا خیر.

وی تاکید کرد: ما از همه‌ی فعالان و همراهان جنبش سبز در سراسر جهان خواستاریم با حمایت از جنبش‌های دمکراتیک مردم مصر و تونس، پیام همبستگی مردم ایران را به آن برسانند.




:: بازدید از این مطلب : 205
|
امتیاز مطلب : 55
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18
تاریخ انتشار : پنج شنبه 14 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلفی دارند ، والایی در ایمان به هدف و آرمان است. فریدریش ویلهلم نیچه

مرد خواهان حقیقت است اما زن  موجودی سحطی نگر است. فریدریش ویلهلم نیچه

پاکی نفس جدایی می آورد. فریدریش ویلهلم نیچه

آدم نمی تواند از غرایز خود فرار کند ، وقتی از خطر جانی  دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد. فریدریش ویلهلم نیچه

نسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بهتر از خود. فریدریش ویلهلم نیچه

کسی که بخواهد به سمت معرفت برود از خدا فاصله می گیرد.  فریدریش ویلهلم نیچه

اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری ریشه و بنیاد جامعه است ولی این خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند. فریدریش ویلهلم نیچه

آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند. فریدریش ویلهلم نیچه

پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم. فریدریش ویلهلم نیچه

از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد.  فریدریش ویلهلم نیچه




:: بازدید از این مطلب : 239
|
امتیاز مطلب : 42
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
تاریخ انتشار : پنج شنبه 14 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

 

1.      با رنج عمیق درون ، آدمی از دیگران جدا می شود و والا می گردد.  فریدریش ویلهلم نیچه

 

2.      آدم های آزاده دل شکسته و پر غرور ، خود را از تیررس نگاه دیگران پنهان می کنند. فریدریش ویلهلم نیچه

 

3.      کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است. فریدریش ویلهلم نیچه

 

4.      لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به ایشان نیز آزار خواهد  رسید. فریدریش ویلهلم نیچه

 

5.      کسانی که مردم  آنها را اهل اخلاق می دانند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند. فریدریش ویلهلم نیچه

 

6.      اختلاف طبقاتی  از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود. فریدریش ویلهلم نیچه

 

7.      هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند. فریدریش ویلهلم نیچه

 

8.      یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست.سرآغاز  هم نیست. او فردی بی خویشتن است. فریدریش ویلهلم نیچه

 

9.      کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است. فریدریش ویلهلم نیچه

 

10.  دانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول نکردن از نشانه های والا بودن است. فریدریش ویلهلم نیچه




:: بازدید از این مطلب : 326
|
امتیاز مطلب : 50
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
تاریخ انتشار : چهار شنبه 13 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

تقدیم به تو


رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز


چیزهای کوچک، مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهاش به دست هایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه یک بوسه مثلا.

راننده تاکسی ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز خوبی داشته باشی دخترم.

آدم هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، دستپاچه رو برنمی گردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند.
 

آدم هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند.

دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی.

آدم هایی که از سر چهارراه نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه.

آدم های اس ام اس های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم های اس ام اس های پرمهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.

آدم هایی که هر چند وقت یک بار ای میل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد هر یادداشت غمگین خط هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند.

آدم هایی که حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها هست.

آدم هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را به لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی.

آدم هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند.

همین آدم ها، چیزهای کوچکی هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن…

 


 



:: برچسب‌ها: تقدیم به تو ,
:: بازدید از این مطلب : 223
|
امتیاز مطلب : 47
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
تاریخ انتشار : چهار شنبه 13 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

یا حسین(ع)



:: بازدید از این مطلب : 188
|
امتیاز مطلب : 40
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
تاریخ انتشار : چهار شنبه 13 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

بنام خدا

حدیثی منسوب به رسول اکرم ص می فرماید کسی که به این اندیشه مبتلا شده باشد که از کجا آمده و به کجا می رود ، بی شک از رستگاران است . آن شعر معروف مولوی نیز بر آمده از این حدیث است که : از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود  به کجا می روم آخر ننمائی وطنم .  منظور از این مقاله بررسی این مسئله از منظر وضعیت کلی جامعه و نظام جمهوری اسلامی ایران است . اصطلاح «خودبراندازی» شاه واژه همه آثار ما درباره وضعیت جوامع مدرن مخصوصاً جامعه خود ماست و این وضعیت را در مقالات اخیر تا سر حد بالاتر از خطر گزارش نمودیم و به دولت و ملت و مسئولین نظام شدیداً اخطار دادیم ولی نتیجه کار فیلتر شدن سایت ما بود و اندکی بعد ظهور این خودبراندازی از بطن هسته مرکزی نظام بود .

این بحران خودبراندازی از بطن و متن مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری اخیر آشکار شد و بناگاه همه نامزدها به افشای مفاسد و فجایع پنهان پرداختند و در این امر گوی سبقت را از هم ربودند و همه این نامزدها از ارکان رهبری کلان نظام در طی این سی سال بودند و از اعضای شورای مصلحت نظام . یعنی بیگانه و غیر خودی و جاسوس و ناشناخته نبودند و همه خودی بودند و خودیها در خود منفجر شدند .

این خودبراندازی و نفاق و شقاق موجود در ذات نظام بواسطه افشاگریهای خود رئیس جمهور احمدی نژاد آغاز به نمود کرد . ایشان که بازوی خودی و شدیداً معتمد مقام رهبری بودند به نبرد با آقای هاشمی و گروه او پرداختند که با مقام رهبری در تضادی شدیدً افتاده بود. این نبرد سه نامزد دیگر را هم شامل شد و در جناح آقای هاشمی قرار داد . نبردهای خیابانی برون افکنی تضاد بین رئیس شورای مصلحت نظام و مجلس خبرگان با مقام رهبری بود یعنی نبرد بین جمهوریت و اسلامیت نظام .

اندکی بعد با کمال حیرت آقای هاشمی بر تریبون نمازجمعه تهران قرار گرفت که تریبونی از آن ِ مقام رهبری است و مشروعیت کل نظام در نزد مردم را به زیر سئوال برد و اخطار داد که اگر از مردم ایران دلجوئی نشود و جبران نگردد و اصلاحاتی اساسی صورت نگیرد نظام در خطر سقوط و از دست دادن جمهوریت خویش است . این سخنان آقای هاشمی آتش نفاق را شعله ور تر ساخت و این نفاق در مجلس خبرگان رهبری هم آشکار شد .

و اما اندکی بعد که هنوز آقای احمدی نژاد که از نظر آقای هاشمی یک کودتاچی محسوب می شود دولت جدیدش را تشکیل نداده است مورد غضب مقام رهبری قرار گرفت گوئی که مقام رهبری و آقای هاشمی به توافقی دست یافتند و آقای احمدی نژاد را مسبب همه این رسوائیها و فتنه ها تشخیص دادند که گوئی قصد کودتای مخملی بر علیه کل نظام را دارد و خود را ناجی ملت ایران و بلکه جهانیان می خواند و نایب امام زمان و حامل هاله نورانی بر دور سرش .

با اشاره مقام رهبری اکثر وزراء و یاران رئیس جمهور استعفا دادند و او را رها کردند و ایشان هم به تسویه دوتا وزیر دولت خود پرداخت که منتخب و مرید رهبر بودند (وزیر اطلاعات و ارشاد).

مقام رهبری به نماینده خود در شورای امنیت ملی دستور عاجل داد که یک ستاد بحران برای حفاظت از اصل نظام و انقلاب را هر چه سریعتر تدارک ببیند .

اینها همه علائم وضعیت بالاتر از خطر و فروپاشی است مخصوصاً اینکه دشمنان نظام در خارج از مرزها هم این خود براندازی و نفاق و شقاق را جشن گرفته و تقویت نمودند . بزرگترین تظاهرات اعتلافی مخالفان نظام در اروپا و آمریکا بوقوع پیوست که رهبری آن بدست افرادی بود که تا اندکی قبل از نیروهای اطلاعاتی – امنیتی معتمد نظام بودند و اینک تبعیدی هستند . همزمان اسرائیل هم آشکارا ایران را تهدید به بمباران  مراکز اتمی نمود و امریکا هم حلقه محاصره اقتصادیش را تنگتر ساخت و شیخ نشینان جنوب هم ادعاهای خود را تشدید کردند و عربستان سعودی برخی از حاجیان ایرانی را برای نخستین بار به جرم مجوس و مشرک و نجس به زندان انداخته و با آنان چون سگ رفتار می کند . و بسیاری از دولتهای جهان و خاصه اروپا هم به محاصره دیپلماتیک ایران دامن زده اند و تنها دوست بین المللی ایران یعنی روسیه و چین هم که سکوت نموده اند و خود مشغول قتل عام مسلمانان در کشور خودشان هستند و صدائی هم از ایران در نمی آید که رسمی باشد .

اینست آخرین وضعیت جامعه و کشور ما از درون و برون .

 بدتر از همه این اوضاع آنست که مردم ما بکلی در حاشیه این نبرد قرار گرفته اند و هیچ دخالتی در آن نمی کنند و این مصداق ادعای آقای هاشمی است که نظام ما از مشروعیت مردمی و جمهوریت ساقط شده است .

در ادعاهای آقای احمدی نژاد فقط گروه آقای هاشمی نبود که متهم به دزدی و غارت کشور شد بلکه کل این سی سال متهم به خیانت به ملت و انقلاب شد و همه مسئولین نظام در این سی سال متهم شدند و همین امر بود که بیشترین مشارکت مردمی در طی این سی سال رخ نمود و بیشترین رأی را نصیب ایشان نمود و گوئی ایشان وعده یک انقلاب دیگر را به مردم داده است . و این مشارکتی برای انقلابی دیگر بود که منجر به بلوا و رسوائی و اینهمه بحران و بی اعتمادی و فروپاشی شد تا کار به تشکیل ستاد حراست از انقلاب ونظام رسید گوئی که اینهمه نهاد و سازمانهای محافظ نظام قابلیت خود را از دست داده اند و دیگر به هیچکس و سازمانی اعتماد نیست :«دولت ، سپاه ، مجلسین ، قوه قضائیه ، اطلاعات و شورای مصلحت» . آنچه که رخ داده است شقاق و نفاق بین جمهوریت و اسلامیت نظام است در یک کلمه آنطور که در مقاله «پدیده شناسی دموکراسی دینی» گزارش داده ایم .

 

همانطور که قبلاً نشان داده ایم نظام ما نه جمهوری بوده و نه اسلامی . زیرا قانون اساسی خود را هرگز محقق نکرده است و نظام ما بصورت خودرو و باندهای مافیائی شکل گرفته است و این چیزی است که همه مسئولین نظام اعتراف دارند . نفاق بین آقای خامنه ای و هاشمی همان نفاق بین اسلامیت و جمهوریت نظام است و این دو حامی و سخنگوی آنند . آقای احمدی نژاد مدعی بود که ناجی و متحدکننده اسلامیت و جمهوریت است در حالی که خود ایشان عامل نفاق و شقاق این دو شد و البته امری طبیعی بود . یعنی تازه معلوم شد که این دو هیچ پیوندی منطقی و عملی و اعتقادی و تشکیلاتی با یکدیگر نداشته اند و هر یک به راه خود می رفته است تا این طناب پاره شده است در حالی که آقای احمدی نژاد مشغول گره زدن به این طناب بود که پاره اش کرد و تقصیری هم نداشت زیرا طناب پوسیده بود و ایشان در این میان بیش از حد گناهکار شناخته شده است . تنها گناه ایشان این بود که چون از دل مردم خبر داشت کل نظام سی سال را به زیر سئوال برد تا همه رأی را به خود اختصاص دهد . اینک علناً شاهدیم که مقام رهبری بین جمهوریت و اسلامیت در حال دو شقه شدن است و لذا یک روز حامی احمدی نژاد و مخالف رفسنجانی است و روز دیگر به عکس . و یکی دیگر از نشانه های آشکار انشقاق اسلامیت از جمهوریت همانا عدم دخالت مراجع تقلید و جامعه روحانیت در این وقایع اخیر است .

 تا جامعه و نظام و مسئولین و رهبری این حقیقت آشکار را درک و تصدیق نکنند این نفاق و فروپاشی به سقوط حتمی می رسد چرا که دشمنان نظام هم در بیرون جمله متحد و کمر بسته و آماده اقدام و تهاجم هستند .نظام و جامعه ما بین یک جمهوری عرفی مثل همه جمهوریها در جهان و یک حکومت اسلامی ، انتخاب دیگری ندارد . و درست اینست که این انتخاب یکبار دگر به رأی مردم گذاشته شود . زیرا جمهوری اسلامی به شکست انجامید زیرا التقاط کفر و ایمان محکوم به شکست است  و نفاق عمری بیش از این نمی توانست داشته باشد و اکراه در دین می بایست به اینهمه ظلم و فساد و پوچی منجر می شد طبق قانون الهی در قرآن کریم و عقل دینی آنچه که رخ داده است عین حق است و تقصیر دشمنان خارجی نیست . حق آمد و باطل رفت زیرا قرار بود که برود .علی ع امام و اسوه هدایت ما که وصی و خلیفه بر حق رسول خدا بود پس از رحلت پیامبر چون دید مسلمانان برای حکومت عدل او آماده نیستند کنار کشید و حکومت را به شورا وا گذاشت و خودش هم از بیرون به آن مشورت می داد . و تازه آنگاه هم که مردم به سراغش رفتند و به حکومتش خواندند فرمود : به خدا که تاب عدالت مرا ندارید . و همینطور هم شد و همانها که او را به قدرت رسانیده بودند کشتند و حکومت را به شقی ترین جریان یعنی امویان سپردند . پس بیائیم و درس عبرت بگیریم . حالا هم وضع همان است و به مراتب بدتر از آن است .

 تا قبل از اینکه دیر شود و با کودتا یا تهاجمی امویان به قدرت برسند بیائیم و از تکرار تاریخ جلوگیری کنیم و حکومت را به اکثریت آرای مردم بسپاریم هر چه می خواهند انتخاب کنند بین یک جمهوری عرفی و یک حکومت اسلامی . در غیر اینصورت حکومت بدست جریانی می افتد که به خون اسلام و ایران هر دو تشنه اند و حمام خونی به راه می افتد از جنس عراق و افغانستان و لبنان که مبادا و مبادا و مبادا .

 

بیائیم و از بیگانگان دیگر ننالیم که هر چه کردیم خود با خود کرده ایم . و گرنه کشور را به بیگانگان خواهیم سپرد و بدینگونه بزرگترین دروغ بناگاه راست از آب در می آید که مکروا و مکر الله ..... .

 از کجا آمده و به کجا می رویم ؟

و این مقاله امری بود به معروف و نهی ای از منکر . و امیدواریم این مقاله این وبلاگ را هم به سرنوشت سایت ما مبتلا نکند هر چند رسانه ای که برای بقای خود مجبور به سکوت در قبال حق شود و یا حق را تحریف کند رسانه شیطان است . و رسانه ای که برای حق تعطیل شود پیامش را رسانیده و در حضور حق سرفراز است .

« هرکسی که علم و حقیقتی را از مردم پنهان کند حتی پرندگان آسمان او را لعنت می کنند و آتش دوزخ بر او مهیاست » رسول اکرم ص .

و خداوندرا سپاس می گوئیم که سایت ما پس از چهار سال خدمت شبانه روزی به دین و دل و دنیای مردم عاقبت پس از فیلتر شدن های ناموفق توسط مسئولین وزارت ارشاد بالاخره بدست سازمان صهیونیستی هاگانا هک شد و کار نیمه تمام ارشاد را تمام کرد و ما فبلاً نشان داده بودیم که نژاد پرستی و نفاق مذهبی در هر کجای دنیا و تحت هر عنوانی دارای ماهیت و هدفی واحد است . و این ادعا درباره سایت ما محقق و ثابت شد متأسفانه ! زیرا آنگاه که دین خدا در نزد مردم تباه شود به نژادپرستی و ملیت پرستی روی می کنند .

« خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد الا اینکه افراد آن قوم نفس خود را تغییر دهند .» قرآن کریم 



:: بازدید از این مطلب : 266
|
امتیاز مطلب : 47
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
تاریخ انتشار : چهار شنبه 13 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

کاش باران میبارید ولبهای تشنه را سیراب می کرد..

کاش مرگ می آمد و جانهای تشنه را سیر اب میکرد .    

کاش عشق می آمد و دنیا را لبریز از بی نیازی می کرد.

 

دیر زمانی است که خلوت خود را بر کاغذ ننوشتم .درد عجیبی در قلبم احساس میکنم .انگار که روحم را مچاله کردند وفشار می دهند .

انگار در دنیا تقاص کارهای زشتم را پس می دهم.من اینطور فکر می کنم .اگر واقعا اینطور نبود چه .

اگر این عذاب ها فقط برای این است که من به خود بیایم واز اعمال زشتم  دست بردارم چه.

کاش این عذاب ها برای پاک کردن من باشد وگرنه با کارهایی که انجام میدهم  دیگر آخرتی برای خود نمی گذارم. از آن می ترسم که تا آخر این عذاب روح کش را با خود داشته باشم.مغزم در سرم تکان های عجیبی می خورد انگار که احساس می کند به آنجا تعلق ندارد.همان طور که قلبم خیلی بی تابی می کند انگار که می خواهد از جایش  کنده شود .هر دو با من قهر کرده اند.نه من حرف آنها را می فهمم ونه انها حرف مرا.نمی دانم جنگ من با آنها تا کی ادامه خواهد داشت.

در آرزوی تمام شدنش جسم را از دست خواهم داد...

 




:: بازدید از این مطلب : 169
|
امتیاز مطلب : 41
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
تاریخ انتشار : چهار شنبه 13 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر


 

در بیان فواید خاموشی

 

ای برادر گر تو هستی حق طلب          جز بفرمان خدا مگشای لب

گر خبر داری زحی لایموت             بر دهان خود بنه مهر سکوت

ای پسر پند و نصیحت گوش کن           گر نجاتی بایدت خاموش کن

هر کرا گفتار بسیارش بود            دل درون سینه بیمارش بود

عاقلان را پیشه خاموشی بود          پیشهٔ جاهل فراموشی بود

خامشی از کذب و غیبت واجبست         ابلهست آن کو بگفتن راغبست

ای برادر جز ثنای حق مگو                 قول حق را از برای دق مگو

هر که در بند عبارت می‌شود           هرچه دارد جمله غارت می‌شود

دل ز پر گفتن بمیرد در بدن              گرچه گفتارش بود در عدن

وانکه سعی اندر فصاحت می‌کند            چهرهٔ دل را جراحت می‌کند

رو زبان را در دهان محبوس دار             وز خلایق خویش را مایوس دار

هر که او بر عیب خود بینا شود            روح او را قوتی پیدا شود

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 199
|
امتیاز مطلب : 49
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
تاریخ انتشار : چهار شنبه 13 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

عصر پوچی

 دردم از هیچ است ودرمانم به هیچ!

به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر نابودی بشر دانست. امروزه هر کسی از پیر و جوان و فقیر و غنی و شرقی وغربی و کافر و مؤمن به نوعی دچار چنین احساسی است که عموماً هیچ دلیل منطقی هم ندارد. این وضعیت روانی از احساس پوچی آغاز شده و به احساس هراس از نابود شدن میرسد که آستانۀ اعتیاد و خود کشی و جنون و جنایت است .

نیچه بزرگترین فیلسوف آینده تاریخ تمدن غرب ، عصر جدید را عصر حاکمیّت جهانی نیهیلیزم (نیست انگاری ) و خود را هم پیامبر این عصر نامیده است. خود او نیز در قهقرای این هیچی و پوچی سقوط کرد و ده سال آخر عمرش را در جنونی بس عجیب ، خاموش ماند و فقط نظاره کرد. او تراژیکترین سیمای فلسفۀ غرب است. در فلسفۀ او از مطلق کفر تا غایت ایمان حضور دارد و لذا هر کسی می تواند خود را با او هم ذات پندارد. برخی او را نابغه و برخی او را دیوانه می خوانند برخی هم قدیسش می پندارند برخی هم عین شیطان. بهرحال او همه وجوه انسان مدرن را در خود دارا بود و کاملترین انسان مدرن محسوب می شود.

بهرحال احساس پوچی و نابودی بشر مدرن چند علت منطقی دارد :

1-شکم سیری و عیاشی و مصرف پرستی و آزادیهای بی قید و شرط.

2-به کام رسیده گی سریع.

3-دانائی و اطلاعات  بی خاصیت و بی معنا که حاصل سواد آموزی اجباری و رسانه های جهانی و انفجار اطلاعات است.

4-تضاد فزاینده طبقاتی بین فقیر و غنی.

5-ناامنی حاصل از امراض لا علاج و سلاحهای امحای جمعی.

6-نابودی اعتماد و وفا و محبت مخصوصاً در خانواده ها.

7-سبقت تکنولوژی از اراده بشری.

8-آثار روانی آلوده گیهای محیط زیست  مثل وآب و هوا و آلوده گیهای صوتی و امواج ماهواره ای.

 

ولی بنظر ما علت العلل این پوچی و نابودی واقعه ایی است که ما آنرا آخرالزمان و قیامت می نامیم که عرصه ظهور اعماق نفس بشر بواسطه تکنولوژی می باشد و قلمرو ظهور حق و رویاروئی با خداوند که غایت قیامت است. ظهور حق منجر به ابطال نفس بشر گشته است و بیهوده گیهای امیال و آرزوها و باورهای دیرینه انسان در طول تاریخ . بسیاری از اصول بدیهی علم در حال ابطال است. بسیاری از قواعد و قوانین اجتماعی در حال انقراض است. بسیاری از باورها و مقدسّات کهن در حال فروپاشی می باشد و بطالت و دروغ بسیاری از ایده الهای بشری محقق گردیده است و بسیاری از آرمانها و ایدئولوژیها در ورطه عمل به پوچی رسیده اند و بسیاری از ادعاها رسوا گردیده اند و هر کسی در نزد خودش هیچ و پوچ شده است. و این نتیجه اجتناب ناپذیر عصر خرد گرائی و علم پرستی است که بسیاری از عرفای قدیم قرنها پیش از این به آن رسیده و بطالت عقل علیتّی را درک نموده بودند.

بشریّت بر آستانه عقل و علم و عشق و آرمان برتری قرار دارد و نیز دین و آئین برتر و تمدنی دگر. ولی تا یافتن درب این انسان و جهان دگر قربانیان بسیار خواهند بود و نسل های میلیونی و میلیاردی فدا خواهند شد. و نیهیلیزم همچون مسلخ یک دوره از تاریخ رخ نموده و بشریّت را به فراسوی تاریخ می خواند و پروندۀ مدرنیزم را می بندد وجهان براستی پست مدرن را افتتاح می کند. برای نجات از این مسلخ تاریخی ایمانی ناب و معرفتی قلبی و عشقی خالص میطلبد. دیگر مذهب شرک و نفاق بکار نمی آید.

                                                            دکترعلی اکبرخانجانی



:: بازدید از این مطلب : 194
|
امتیاز مطلب : 41
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
تاریخ انتشار : چهار شنبه 13 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

1.      سیاستمدار آدم‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: ابزار و  دشمن. یعنی فقط یک طبقه را می‌شناسند و آن هم دشمن است.  فریدریش ویلهلم نیچه

2.      بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید . فریدریش ویلهلم نیچه

 

 

3.      با دیگران بودن آلودگی می آورد. فریدریش ویلهلم نیچه

 

 

4.      باید در تضادهای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین  دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است. فریدریش ویلهلم نیچه

 

 

5.      نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگی آدمی ضروری است و رد  کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است. فریدریش ویلهلم نیچه

 

 

6.      حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست  خنده دار است زیرا  همه چیز طبق خواست قدرت ما است.  فریدریش ویلهلم نیچه

 

 

7.      آنچه برای یک نفر سزاوار است را نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست. فریدریش ویلهلم نیچه

 

 

8.      آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند . فریدریش ویلهلم نیچه

 

 

9.      فرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب ها نیست و فیلسوف آن را پنهان می کند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد. فریدریش ویلهلم نیچه

10.  همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر  اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و  ظاهربینی افراد فرومایه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست. فریدریش ویلهلم نیچه

 



:: برچسب‌ها: فریدریش ویلهلم نیچه ,
:: بازدید از این مطلب : 309
|
امتیاز مطلب : 53
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
تاریخ انتشار : چهار شنبه 13 بهمن 1389 | نظرات ()