«هر قومی مستحق حکومت خویش است» علی (ع )
نوشته شده توسط : حسین مبشر

بنام خدا

حدیثی منسوب به رسول اکرم ص می فرماید کسی که به این اندیشه مبتلا شده باشد که از کجا آمده و به کجا می رود ، بی شک از رستگاران است . آن شعر معروف مولوی نیز بر آمده از این حدیث است که : از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود  به کجا می روم آخر ننمائی وطنم .  منظور از این مقاله بررسی این مسئله از منظر وضعیت کلی جامعه و نظام جمهوری اسلامی ایران است . اصطلاح «خودبراندازی» شاه واژه همه آثار ما درباره وضعیت جوامع مدرن مخصوصاً جامعه خود ماست و این وضعیت را در مقالات اخیر تا سر حد بالاتر از خطر گزارش نمودیم و به دولت و ملت و مسئولین نظام شدیداً اخطار دادیم ولی نتیجه کار فیلتر شدن سایت ما بود و اندکی بعد ظهور این خودبراندازی از بطن هسته مرکزی نظام بود .

این بحران خودبراندازی از بطن و متن مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری اخیر آشکار شد و بناگاه همه نامزدها به افشای مفاسد و فجایع پنهان پرداختند و در این امر گوی سبقت را از هم ربودند و همه این نامزدها از ارکان رهبری کلان نظام در طی این سی سال بودند و از اعضای شورای مصلحت نظام . یعنی بیگانه و غیر خودی و جاسوس و ناشناخته نبودند و همه خودی بودند و خودیها در خود منفجر شدند .

این خودبراندازی و نفاق و شقاق موجود در ذات نظام بواسطه افشاگریهای خود رئیس جمهور احمدی نژاد آغاز به نمود کرد . ایشان که بازوی خودی و شدیداً معتمد مقام رهبری بودند به نبرد با آقای هاشمی و گروه او پرداختند که با مقام رهبری در تضادی شدیدً افتاده بود. این نبرد سه نامزد دیگر را هم شامل شد و در جناح آقای هاشمی قرار داد . نبردهای خیابانی برون افکنی تضاد بین رئیس شورای مصلحت نظام و مجلس خبرگان با مقام رهبری بود یعنی نبرد بین جمهوریت و اسلامیت نظام .

اندکی بعد با کمال حیرت آقای هاشمی بر تریبون نمازجمعه تهران قرار گرفت که تریبونی از آن ِ مقام رهبری است و مشروعیت کل نظام در نزد مردم را به زیر سئوال برد و اخطار داد که اگر از مردم ایران دلجوئی نشود و جبران نگردد و اصلاحاتی اساسی صورت نگیرد نظام در خطر سقوط و از دست دادن جمهوریت خویش است . این سخنان آقای هاشمی آتش نفاق را شعله ور تر ساخت و این نفاق در مجلس خبرگان رهبری هم آشکار شد .

و اما اندکی بعد که هنوز آقای احمدی نژاد که از نظر آقای هاشمی یک کودتاچی محسوب می شود دولت جدیدش را تشکیل نداده است مورد غضب مقام رهبری قرار گرفت گوئی که مقام رهبری و آقای هاشمی به توافقی دست یافتند و آقای احمدی نژاد را مسبب همه این رسوائیها و فتنه ها تشخیص دادند که گوئی قصد کودتای مخملی بر علیه کل نظام را دارد و خود را ناجی ملت ایران و بلکه جهانیان می خواند و نایب امام زمان و حامل هاله نورانی بر دور سرش .

با اشاره مقام رهبری اکثر وزراء و یاران رئیس جمهور استعفا دادند و او را رها کردند و ایشان هم به تسویه دوتا وزیر دولت خود پرداخت که منتخب و مرید رهبر بودند (وزیر اطلاعات و ارشاد).

مقام رهبری به نماینده خود در شورای امنیت ملی دستور عاجل داد که یک ستاد بحران برای حفاظت از اصل نظام و انقلاب را هر چه سریعتر تدارک ببیند .

اینها همه علائم وضعیت بالاتر از خطر و فروپاشی است مخصوصاً اینکه دشمنان نظام در خارج از مرزها هم این خود براندازی و نفاق و شقاق را جشن گرفته و تقویت نمودند . بزرگترین تظاهرات اعتلافی مخالفان نظام در اروپا و آمریکا بوقوع پیوست که رهبری آن بدست افرادی بود که تا اندکی قبل از نیروهای اطلاعاتی – امنیتی معتمد نظام بودند و اینک تبعیدی هستند . همزمان اسرائیل هم آشکارا ایران را تهدید به بمباران  مراکز اتمی نمود و امریکا هم حلقه محاصره اقتصادیش را تنگتر ساخت و شیخ نشینان جنوب هم ادعاهای خود را تشدید کردند و عربستان سعودی برخی از حاجیان ایرانی را برای نخستین بار به جرم مجوس و مشرک و نجس به زندان انداخته و با آنان چون سگ رفتار می کند . و بسیاری از دولتهای جهان و خاصه اروپا هم به محاصره دیپلماتیک ایران دامن زده اند و تنها دوست بین المللی ایران یعنی روسیه و چین هم که سکوت نموده اند و خود مشغول قتل عام مسلمانان در کشور خودشان هستند و صدائی هم از ایران در نمی آید که رسمی باشد .

اینست آخرین وضعیت جامعه و کشور ما از درون و برون .

 بدتر از همه این اوضاع آنست که مردم ما بکلی در حاشیه این نبرد قرار گرفته اند و هیچ دخالتی در آن نمی کنند و این مصداق ادعای آقای هاشمی است که نظام ما از مشروعیت مردمی و جمهوریت ساقط شده است .

در ادعاهای آقای احمدی نژاد فقط گروه آقای هاشمی نبود که متهم به دزدی و غارت کشور شد بلکه کل این سی سال متهم به خیانت به ملت و انقلاب شد و همه مسئولین نظام در این سی سال متهم شدند و همین امر بود که بیشترین مشارکت مردمی در طی این سی سال رخ نمود و بیشترین رأی را نصیب ایشان نمود و گوئی ایشان وعده یک انقلاب دیگر را به مردم داده است . و این مشارکتی برای انقلابی دیگر بود که منجر به بلوا و رسوائی و اینهمه بحران و بی اعتمادی و فروپاشی شد تا کار به تشکیل ستاد حراست از انقلاب ونظام رسید گوئی که اینهمه نهاد و سازمانهای محافظ نظام قابلیت خود را از دست داده اند و دیگر به هیچکس و سازمانی اعتماد نیست :«دولت ، سپاه ، مجلسین ، قوه قضائیه ، اطلاعات و شورای مصلحت» . آنچه که رخ داده است شقاق و نفاق بین جمهوریت و اسلامیت نظام است در یک کلمه آنطور که در مقاله «پدیده شناسی دموکراسی دینی» گزارش داده ایم .

 

همانطور که قبلاً نشان داده ایم نظام ما نه جمهوری بوده و نه اسلامی . زیرا قانون اساسی خود را هرگز محقق نکرده است و نظام ما بصورت خودرو و باندهای مافیائی شکل گرفته است و این چیزی است که همه مسئولین نظام اعتراف دارند . نفاق بین آقای خامنه ای و هاشمی همان نفاق بین اسلامیت و جمهوریت نظام است و این دو حامی و سخنگوی آنند . آقای احمدی نژاد مدعی بود که ناجی و متحدکننده اسلامیت و جمهوریت است در حالی که خود ایشان عامل نفاق و شقاق این دو شد و البته امری طبیعی بود . یعنی تازه معلوم شد که این دو هیچ پیوندی منطقی و عملی و اعتقادی و تشکیلاتی با یکدیگر نداشته اند و هر یک به راه خود می رفته است تا این طناب پاره شده است در حالی که آقای احمدی نژاد مشغول گره زدن به این طناب بود که پاره اش کرد و تقصیری هم نداشت زیرا طناب پوسیده بود و ایشان در این میان بیش از حد گناهکار شناخته شده است . تنها گناه ایشان این بود که چون از دل مردم خبر داشت کل نظام سی سال را به زیر سئوال برد تا همه رأی را به خود اختصاص دهد . اینک علناً شاهدیم که مقام رهبری بین جمهوریت و اسلامیت در حال دو شقه شدن است و لذا یک روز حامی احمدی نژاد و مخالف رفسنجانی است و روز دیگر به عکس . و یکی دیگر از نشانه های آشکار انشقاق اسلامیت از جمهوریت همانا عدم دخالت مراجع تقلید و جامعه روحانیت در این وقایع اخیر است .

 تا جامعه و نظام و مسئولین و رهبری این حقیقت آشکار را درک و تصدیق نکنند این نفاق و فروپاشی به سقوط حتمی می رسد چرا که دشمنان نظام هم در بیرون جمله متحد و کمر بسته و آماده اقدام و تهاجم هستند .نظام و جامعه ما بین یک جمهوری عرفی مثل همه جمهوریها در جهان و یک حکومت اسلامی ، انتخاب دیگری ندارد . و درست اینست که این انتخاب یکبار دگر به رأی مردم گذاشته شود . زیرا جمهوری اسلامی به شکست انجامید زیرا التقاط کفر و ایمان محکوم به شکست است  و نفاق عمری بیش از این نمی توانست داشته باشد و اکراه در دین می بایست به اینهمه ظلم و فساد و پوچی منجر می شد طبق قانون الهی در قرآن کریم و عقل دینی آنچه که رخ داده است عین حق است و تقصیر دشمنان خارجی نیست . حق آمد و باطل رفت زیرا قرار بود که برود .علی ع امام و اسوه هدایت ما که وصی و خلیفه بر حق رسول خدا بود پس از رحلت پیامبر چون دید مسلمانان برای حکومت عدل او آماده نیستند کنار کشید و حکومت را به شورا وا گذاشت و خودش هم از بیرون به آن مشورت می داد . و تازه آنگاه هم که مردم به سراغش رفتند و به حکومتش خواندند فرمود : به خدا که تاب عدالت مرا ندارید . و همینطور هم شد و همانها که او را به قدرت رسانیده بودند کشتند و حکومت را به شقی ترین جریان یعنی امویان سپردند . پس بیائیم و درس عبرت بگیریم . حالا هم وضع همان است و به مراتب بدتر از آن است .

 تا قبل از اینکه دیر شود و با کودتا یا تهاجمی امویان به قدرت برسند بیائیم و از تکرار تاریخ جلوگیری کنیم و حکومت را به اکثریت آرای مردم بسپاریم هر چه می خواهند انتخاب کنند بین یک جمهوری عرفی و یک حکومت اسلامی . در غیر اینصورت حکومت بدست جریانی می افتد که به خون اسلام و ایران هر دو تشنه اند و حمام خونی به راه می افتد از جنس عراق و افغانستان و لبنان که مبادا و مبادا و مبادا .

 

بیائیم و از بیگانگان دیگر ننالیم که هر چه کردیم خود با خود کرده ایم . و گرنه کشور را به بیگانگان خواهیم سپرد و بدینگونه بزرگترین دروغ بناگاه راست از آب در می آید که مکروا و مکر الله ..... .

 از کجا آمده و به کجا می رویم ؟

و این مقاله امری بود به معروف و نهی ای از منکر . و امیدواریم این مقاله این وبلاگ را هم به سرنوشت سایت ما مبتلا نکند هر چند رسانه ای که برای بقای خود مجبور به سکوت در قبال حق شود و یا حق را تحریف کند رسانه شیطان است . و رسانه ای که برای حق تعطیل شود پیامش را رسانیده و در حضور حق سرفراز است .

« هرکسی که علم و حقیقتی را از مردم پنهان کند حتی پرندگان آسمان او را لعنت می کنند و آتش دوزخ بر او مهیاست » رسول اکرم ص .

و خداوندرا سپاس می گوئیم که سایت ما پس از چهار سال خدمت شبانه روزی به دین و دل و دنیای مردم عاقبت پس از فیلتر شدن های ناموفق توسط مسئولین وزارت ارشاد بالاخره بدست سازمان صهیونیستی هاگانا هک شد و کار نیمه تمام ارشاد را تمام کرد و ما فبلاً نشان داده بودیم که نژاد پرستی و نفاق مذهبی در هر کجای دنیا و تحت هر عنوانی دارای ماهیت و هدفی واحد است . و این ادعا درباره سایت ما محقق و ثابت شد متأسفانه ! زیرا آنگاه که دین خدا در نزد مردم تباه شود به نژادپرستی و ملیت پرستی روی می کنند .

« خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد الا اینکه افراد آن قوم نفس خود را تغییر دهند .» قرآن کریم 





:: بازدید از این مطلب : 267
|
امتیاز مطلب : 47
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
تاریخ انتشار : چهار شنبه 13 بهمن 1389 | نظرات ()
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: