نوشته شده توسط : حسین مبشر




:: بازدید از این مطلب : 293
|
امتیاز مطلب : 166
|
تعداد امتیازدهندگان : 45
|
مجموع امتیاز : 45
تاریخ انتشار : چهار شنبه 13 بهمن 1398 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

سال نو مبارک...



:: بازدید از این مطلب : 213
|
امتیاز مطلب : 149
|
تعداد امتیازدهندگان : 39
|
مجموع امتیاز : 39
تاریخ انتشار : یک شنبه 29 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

در حالی که خبرگزاری‌های بین‌المللی از کشته شدن پنج نفر در جریان تظاهرات دیروز معترضان در سوریه خبر می دهند، رسانه‌های حامی دولت احمدی نژاد همچنان در این باره به طور کامل سکوت کرده‌اند و برخلاف ناآرامی‌های بحرین، لیبی و یمن، خبرهای مربوط به کشته شدن معترضان در سوریه را به طور کامل سانسور کرده‌اند.

به گزارش خبرنگار کلمه، جست‌وجو در سایت‌ها و خبرگزاری‌های وابسته به جناح اقتدارگرا نشان می‌دهد با وجود آنکه تظاهرات روز جمعه مخالفان دولت در سوریه، علاوه بر دمشق به شهرهای حلب، درعا و بانیاس هم گسترش یافته و واکنش دبیرکل سازمان ملل را نیز در پی داشته، تنها خبری که در این باره در خبرگزاری‌های وابسته به دولت منتشر شده، خبر خبرگزاری ایرنا است که تظاهرات معترضان را “آشوب عده محدودی از مردم” نامیده و “محدود” توصیف کرده است.

در خبر خبرگزاری رسمی دولت احمدی‌نژاد، به نقل از خبرگزاری سوریه آمده است که: “شهر ‘درعا’ روز گذشته شاهد آشوب عده محدودی از مردم بود. عده ای با سوء استفاده از تجمع اهالی نزدیک مسجد ‘العمری’ اقدام به تخریب اموال دولتی و خصوصی، آتش زدن خودرو و مغازه های کردند. نیروهای امنیتی فورا وارد منطقه شدند و آشوبگران را متفرق کردند.”

ایرنا در این خبر که مشابه خبرهای رسانه‌های اقتدارگرا از اعتراضات مردم ایران در سال ۸۸ است، همچنین گزارش داده است: “روز پنجشنبه نیز میدان مرجه دمشق که وزارت کشور سوریه در آن قرار دارد، شاهد آشوب محدود بود. این امر زمانی اتفاق افتاد که شماری از خانواده های محکومان با حضور در برابر وزارت کشور قصد دیدار با وزیر را داشتند که عده ای با سوءاستفاده از فرصت، اقدام به سردادن شعار علیه حکومت کردند و این موضوع باعث شد تا نیروهای امنیتی برخی تظاهرکنندگان را که باعث به هم خوردن برنامه مسالمت آمیز خانواده های زندانیان شده بودند، دستگیر کنند.”

در خبر خبرگزاری رسمی دولت دهم هیچ اشاره‌ای به کشته شدن معترضان در سوریه نشده و نیز برخلاف خبرهای مربوط به بحرین و دیگر کشورهای عربی، از واژه محکومان به جای زندانیان سیاسی استفاده شده است. همچنین ایرنا و هیچ‌یک از دیگر رسانه‌های وابسته به دولت، به بازداشت مخالفان دولت در تظاهرات پس از نمازجمعه و شعارهای آنها علیه فساد حکومت بشار اسد، اشاره نکرده‌اند.

وزارت امور خارجه دولت احمدی‌نژاد نیز که دو روز قبل میزبان وزیر امور خارجه سوریه بود، عصر امروز – شنبه ۲۸ اسفندماه – از سرکوب معترضان در یمن انتقاد کرد، اما درباره رفتار مشابه دولت بشار اسد با معترضان سکوت پیشه کرد.

پیش از این هم رسانه‌های اقتدارگرا، تظاهرات دو روز قبل‌تر مخالفان در سوریه را به سکوت برگزار کرده بودند و تنها سایت مشرق نوشته بود: “محافل غربی اخیرا از طریق شبکه فیس‌بوک تلاش‌هایی را برای بر پا کردن “روز خشمدر سوریه آغاز کرده‌اند که البته شکست این توطئه و عدم استقبال مردم سوریه از آن به فضاحتی جدید برای آمریکا و متحدانش در منطقه تبدیل شد.”

بشار اسد، از متحدان احمدی نژاد به شمار می‌رود. او هفته‌ی پیش محمد ناجی عطری، نخست وزیر دولتش را برای شرکت در سیزدهمین اجلاس عالی مشترک ایران و سوریه به تهران فرستاد و همزمان با این سفر، واحد مرکزی خبر صداوسیما گزارش داد که در حال حاضر بیش از ۴۰ شرکت ایرانی در سوریه فعالیت دارند.

پس از این سفر هم وزیر نفت از توافق نهایی با سوریه برای صادرات گاز ایران به آن کشور تا پایان سال جاری میلادی خبر داد و وزیر اقتصاد نیز پس از دیدار با همتای سوری خود، خبر راه‌اندازی بانک مشترک ایران و سوریه با نام “الامان” در چند ماه آینده را اعلام کرد.

از سوی دیگر، سوریه نیز اعلام کرد یک نویسنده‌ی سوری به نام علی عبدالله را که سال قبل به خاطر متهم کردن دولت ایران به تقلب در انتخابات، به دو سال و نیم حبس محکوم و زندانی کرده بود، به اتهام تلاش برای برهم زدن روابط سوریه با کشورهای دیگر از طریق سخنانی که از داخل زندان مطرح کرده، به یک سال و نیم حبس دیگر محکوم کرده است!




:: بازدید از این مطلب : 204
|
امتیاز مطلب : 168
|
تعداد امتیازدهندگان : 44
|
مجموع امتیاز : 44
تاریخ انتشار : یک شنبه 29 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر


بسياری از فلاسفه  اخلاق، متاثر از کانت، بر اين باورند که «کرامت انسانی» شايد تنها چيزی باشد که ارزشی ذاتی دارد. کانت کرامت انسانی را بر اساس مهمترين ويژگی انسان يعنی عقلانيت و قدرت انتخاب عقلانی می فهميد. دروغ و توهين مستقيما کرامت انسانی را نشانه می گيرند،از اين راه که دروغگو و هتاک قربانی خود را انسانی شايسته  گفت و گوی عقلانی نمی داند و با او به مثابه يک انسان رفتار نمی کند.

رهبران ايدئولوژيک هيچ گاه غير از هواداران خود را انسانی در خور گفت گو به شمار نمی آورند و به همين دليل توهين و دروغ را بکار می برند تا آنها را از مقام انسانی تنزل دهند. تنها زبان توهين آميز نيست که کرامت انسانی را نشانه می گيرد، زمامدارای خودکامانه(مطابق ميل سلطان) که سازگار و همراه دروغ و دشنام است،نيز چيزی جز هيچ گرفتن قدرت انتخاب عقلانی ديگران نيست، از اين رو بايد گفت که زبان هتاکانه ... متناسب با ديگر رفتار اوست.



:: بازدید از این مطلب : 230
|
امتیاز مطلب : 178
|
تعداد امتیازدهندگان : 46
|
مجموع امتیاز : 46
تاریخ انتشار : پنج شنبه 26 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

 

کلمه- آل طاها: انتشار گزارشی با عنوان «گزارش بررسی غائله اسرائیلی آمریکایی ۲۵ بهمن ۱۳۸۹» در مجلس اگرچه ۲ هفته پس از ۲۵ بهمن اتفاق افتاد، اما روح الله حسینیان خیلی زود‌تر «محتوای و هدف و تهیه کنندگان» اصلی آن را لو داده بود. بعید است هیچ کدام از گزارش‌ها و تحقیق‌های مجلس- اگر از اساس بشود بر آن نام گزارش و بررسی نهاد- به این سرعت تهیه، تکمیل و منتشر شده باشند. «متن مشفقانه و کیهانی» این گزارش اظهر من الشمس است و اگر کسی تنها به استناد همین گزارش مجلس هشتم را یک مجلس برکشیده و فرمایشی بخواند پر بیراه نگفته است. فارغ از اسامی تهیه کنندگان و جدا از رفتارهای معنادار مجلسیان در دو هفتهٔ اخیر، تصریح چند نکته در متن گزارش، این موضوع را به آشکار‌تر می‌کند.

۱. گزارش مجلس به کرات از از «اسناد اطلاعاتی» و «منابع و مستندات دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی» می‌گوید. اسنادی که ظاهراً دخالت کشورهایی چون آمریکا، اسرائیل و انگلیس را در تجمع ۲۵ بهمن و سازمان دهی جنبش سبز نشان می‌دهد. اما متن گزارش حاوی هیچ سندی نیست و در عوض در یک‌بند از آن به نمونه‌هایی از مقاله‌ها و مصاحبه‌های منتشره در رسانه‌های عمومی اشاره شده است. به نظر می‌رسد منظور تهیه کنندگان از اسناد اطلاعاتی همین تحلیل‌های مطبوعاتی و مصاحبه‌های عمومی باشد که در این صورت نشان می‌دهد تهیه کنندگان نه تنها سندی برای مدعای خود نداشته‌اند بلکه از فرط اضطرار و از سر ناچاری به این نوشته‌ها متوسل شده‌اند. نوشته‌هایی که معلوم نیست اگر از «منابع و مستندات اطلاعاتی و امنیتی» سازمان‌های جاسوسی محسوب می‌شوند چرا این گونه در عرصهٔ عمومی انتشار یافته‌اند. این رویکرد مجلس برای مستند سازی مدعیات و به کرسی نشاندن اتهامات پیش از هر چیز یادآور روش پرونده سازی حسین شریعتمداری در کیهان و دستان خالی حیدر مصلحی در مقام وزارت اطلاعات و سخنان سردار مشفق در سخنرانی مشهور است. بی‌دلیل نیست که گزارش مجلس روز بعد، تی‌تر یک کیهان شده است و شریعتمداری نتوانسته است شعف خود را در تاثیر مستقیم و غیر مستقیم بر تهیه این گزارش پنهان کند.

۲. هیات ویژه مجلس اگرچه به منظور بررسی وقایع ۲۵ بهمن تشکیل شده و وظیفه خود را «بررسی غائله اسرائیلی آمریکایی ۲۵ بهمن ۱۳۸۹» دانسته است اما در تهیه سریع السیر گزارش، پا را از موضوع ۲۵ بهمن بسیار فرا‌تر گذاشته است تا جایی که سران سه قوه را به وحدت فرا می‌خواند و خواص را توصیه می‌کند که مواضع دو پهلوی خود را اصلاح کنند و سکوت خود را بشکنند. گزارش آنجا که انتظار خود را به «مسئولان نظام جمهوری اسلامی خصوصاً سران سه قوه» ابلاغ می‌کند فرا‌تر از قوا و در جایگاه تنظیم کننده روابط بین قوا قرار گرفته است. جایگاهی که در قانون اساسی تنها به مقام رهبری اختصاص دارد.

۳. گزارش مجلس ذیل یک بند با عنوان «اعمال مجرمانه و منحرفانه خائنین» به فهرست مبهمی اشاره کرده است که ظاهراً باید نمونه‌های از اعمال و رفتار انجام شده درتجمع ۲۵ بهمن باشند و یا به آن منتهی شوند. مواردی که از «اعلام حمایت‌ها و مصاحبه‌های سردمداران کشورهای استکباری» تا «انفجار خط لولهٔ گاز قم!!!» و «استفاده از سلاح گرم برای شهادت صانع ژاله و محمد مختاری» را شامل می‌شود. گزارش تاکید کرده است که این موارد بر اساس‌‌ همان «منابع و مستندات دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی!» بدست آمده‌اند. اگرچه معلوم نیست اظهار نظر و حتی حمایت ظاهری یک مقام در یک کشور خارجی چگونه می‌تواند برای یک فرد یا افراد در داخل کشور عمل مجرمانه محسوب شود اما معلوم است که مجلسیان شایعات خود ساخته را در خصوص شهادت صانع ژاله باور کرده‌اند و لوله‌های گاز شهر قم و انفجار آن‌ها در چند روز پیش و چند صد کیلومتر دور‌تر از میدان آزادی، تنها دستاویز آن‌ها شده است. تهیه کنندگان متن بی‌خبر بوده‌اند که دست کم انتشار همین سه مولفهٔ پوچ در یک سند رسمی، می‌تواند شاخصی برای پوچ بودن اصل گزارش و بی‌گناهی شرکت کنندگان در تجمع ۲۵ بهمن در پیشگاه افکار عمومی و آیندگان و تاریخ باشد.

۴. ترس نشانه‌ای از جهل است و مواجههٔ تهیه کنندگان گزارش مجلس با اینترنت و شبکه‌های اطلاع رسانی و فضای مجازی به نوعی است که از یک طرف «عدم شناخت» و از طرفی دیگر «میزان هراس» تهیه کنندگان در آن موج می‌زند. مجلسی‌ها وقتی از «ده‌ها شبکه اینترنتی، ده‌ها هزار ایمیل و بیش از یک میلیون و دویست هزار پیامک» گفته‌اند، معلوم است که نه از حجم ایمیل‌ها و کمپین‌های مجازی (شبکه اینترنتی!) و اس‌ام اس‌ها خبر دارند و نه به ساختار این گونه مبادلات الکترونیکی توجه کرده‌اند. ارسال ده‌ها هزار ایمیل و تاسیس ده‌ها کمپین مجازی کمتر از آن است که آقایان بخواهند از آن بهراسند. در دنیایی که روزانه ۲۹۴ میلیارد ایمیل جابجا می‌شود، هراس آقایان از ده‌ها هزار ایمیل تنها نشان بی‌خبری و دوری از جهان واقعی و زندگی در فضای کوچکی است که هر روز به کرهٔ شمالی شبیه‌تر می‌شود.

۵. در متن گزارش بیش از ۱۵ بار از واژهٔ «ضد انقلاب» استفاده شده است و تهیه کنندگان با تاکید خاص بر این واژه کوشیده‌اند با تنفیذ این واژه مصدایق و تعاریف جدیدی برای آن معرفی کنند؛ مصادیق و تعاریف جدیدی که بتواند انقلابی‌ترین یاران امام و انقلاب و نظام را هم پوشش دهد!. پیش‌تر محسنی اژه‌ای هم در نخستین واکنش خود به تجمع ۲۵ بهمن از این واژه کمک گرفته بود و شریعتمداری و حسینیان هم آن را به کار گرفته بودند تا ناخواسته و ندانسته با معرفی ضد انقلاب‌های جدید، حاملان یک انقلاب علیه انقلاب اسلامی باشند. ظاهراً قرار و فرمان بر این است که «ضد انقلاب» کلید واژهٔ هجوم هماهنگ و سراسیمهٔ ارکان حکومت به جنبش سبز باشد. کلید واژه‌ای که ماهیت اتفاق ۲۲ خرداد را به تمامی آشکار می‌کند. کلید واژه‌ای که «گزارش سفارشی» مجلسیان را بدجوری لو می‌دهد.


 



:: بازدید از این مطلب : 189
|
امتیاز مطلب : 124
|
تعداد امتیازدهندگان : 35
|
مجموع امتیاز : 35
تاریخ انتشار : جمعه 13 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

 

باز باران" باز باران... باز باران بى ترانه... باز باران با تمام بى كسى هاى شبانه مى خورد بر مرد تنها مى چكد بر فرش خانه باز مى آيد صداى چك چك غم، باز ماتم... من به پشت شيشه تنهايى افتاده نمى دانم، نمى فهمم كجاى قطره هاى بى كسى زيباست؟ نمى دانم چرا مردم نمى فهمند؛ كه آن كودك كه زير ضربه شلاق باران سخت مى لرزد كجاى ذلتش زيباست،نمى فهمم... كجاى اشك يك بابا كه سقفى از گل آهن به زور چكمه باران به روى همسر و پروانه هاى مرده اش آرام باريده كجايش بوى عاشقى دارد... نمى دانم... نمى دانم چرا مردم نمى دانند كه باران عشق تنها نيست صداى ممتدش در امتداد رنج اين دل هاست كجاى مرگ ما زيباست نمى فهمم... ياد آرم روز باران را ياد آرم مادرم در كنج باران مرد كودكى ده ساله بودم مى دويدم زير باران از براى نان... مادرم افتاد... مادرم در كوچه هاى پست شهر، آرام جان داد فقط من بودم و باران و گل هاى خيابان بود نمى دانم كجاى اين لجن زيباست بشنو از من كودك من پيش چشم مرد فردا كه باران هست زيبا از براى مردم زيباى بالا دست... و آن باران كه عشق دارد فقط جاريست براى عاشقان مست... و باران من و تو درد و غم دارد خدا هم خوب مى داند كه اين دل ميى عدل كم دارد.



:: بازدید از این مطلب : 224
|
امتیاز مطلب : 64
|
تعداد امتیازدهندگان : 20
|
مجموع امتیاز : 20
تاریخ انتشار : سه شنبه 9 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

من از این کارا خوشم نمیاد به نظر من این عکسا و مفهومشون جزعیاتن ولی بعضیها همین جزعیات را هم نمیبینن...

یا حق...

 



:: برچسب‌ها: من از این کارا خوشم نمیاد به نظر من این عکسا و مفهومشون جزئیاتن ولی بعضیها همین جزئیات را هم نمیبینن , , , یا حق , , , ,
:: بازدید از این مطلب : 209
|
امتیاز مطلب : 113
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
تاریخ انتشار : شنبه 7 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

اعتراض ما از آغاز با این هدف طرح شد که اگر تمامی اقدامها به شکست بینجامد؛ اگر گفتگو ها تحقق نیابد؛ و اگر دولت بطور مسالمت آمیز گامی دال بر کوشش برای مذاکره با ما و یا برآوردن خواسته هایمان برندارد؛ ما به عنوان آخرین حربه مردم را به اعتراض فرا بخوانیم. با این حال همزمان با آمادگی ما برای انجام آن، زمینه یک درگیری بوجود آمد. آن زمینه نه به وسیله ما که در واقع توسط حکومت و به عمد و حساب شده ایجاد شد. دلیل این مدعا این است که حکومت از آغاز شروع اعتراض ما، مصمم بود با ما به مذاکره ننشیند و به خواسته هایمان توجهی مبذول ندارد، بلکه در عوض ما را معترضانی وحشی و خظرناک و آماده برای ایجاد شورش و بلوا معرفی نماید. موجوداتی ناشایست برای هرگونه مذاکره که میباید تنها با اعمال زور و با بکارگیری هر روش قهری ممکن، قانونی یا غیر قانونی، سرکوبمان کرد و از شرمان خلاص شد. هیچ حکومت متمدنی در برخورد با اظهارنظرهای صلح جویانه، منضبط، معقول و دموکراتیک مردمش جرات در پیش گرفتن آن رفتاری را که حکومت آفریقای جنوبی با ما داشت ندارد. این حکومت دستور بسیج نیروهای مسلح اش را صادر کرد تا اعتراض توام با آرامش ما را با رعب و وحشت روبرو کند. حکومت، اشخاص سرشناسی را که در امور سیاسی آفریقای جنوبی و در حمایت از خواسته های مردم برای کسب حقوق دموکراتیک فعال بودند دستگیر کرد ...و دستگیر شدگان را مدتها بدون محاکمه در زندان نگهداشت. اگر در آن زمان این خطر وجود داشت که وضع کشور به درگیری خشونت بار منجر شود، امکان چنان پیش آمدی را حکومت خود فراهم آورد. مقامهای حکومتی به جای ارائه پاسخ به هموطنانمان و خواسته هایشان، با اتکای محض بر اعمال خشونت، در واقع صحنه را برای ابراز آن آماده کردند... بدیهی بود که حکومت تلاش میکرد از طریق «حکومت وحشت» با اوجگیری مبارزات ما به مقابله برخیزد. در آن زمان نشریه ها اعلام داشتند که حرکت اعتراضی ما اقدامی ناموفق بود و گفته شد ما از پشتیبانی مردم بهره مند نبودیم....در هر حال مدارک و شواهد نشان داده اند که حرکت اعتراضی ما موفقیتی چشمگیر داشت. مبارزه ما مبارزه ای سخت و فشرده بود و با پاسخی مبرم و شگفت انگیز از سوی مردم روبرو شد. اگر عده ای از مردم به حرکت اعتراضی نپیوستند، علت آن نه عدم تمایل مردم به شرکت در آن، بلکه اعمال قدرت، خشونت و زور از سوی حکومت علیه ما و ادامه آن به منظور وادار ساختن ما به تسلیم در برابر آمال و وجدانمان بود...

 

]اما[ خشونت حکومت، تنها میتواند یک نتیجه در بر داشته باشد و آن به بار آوردن خشونت متقابل است. ما بارها هشدار داده ایم که حکومت با توسل مستمر به زور، خشونت متقابل را در این کشور و در میان مردم رواج خواهد داد تا – چنانچه هیچ طلیعه ای از بر سر عقل آمدن حکومت احساس نشود – سرانجام درگیری میان دو طرف با توسل به خشونت و زور پایان پذیرد. در این کشور نشانه هایی وجود دارد حاکی از این که مردم آفریقای جنوبی به عمد به اعمال خشونت بار و به کارگیری زور علیه حکومت روی می آورند تا او را با تنها زبانی که میفهمد، و رفتارش مبین آن است، متقاعد و ترغیب کنند...

 

شاید دادگاه بپرسد چرا شما درخواستهایتان را به دولت ارائه نمیدهید. بارها و بارها درخواستهایی از سوی نمایندگانی پیش از این ارائه شده است. اما حکومت، با رفتاری که در پیش میگیرد، همواره نشان میدهد که به چنین درخواستی به دیده تحقیر مینگرد. با خشم و ترشرویی آنها را مردود میداند؛ و در آینده نیز به رعایت آنها تن در نخواهد داد. من اعتقاد دارم دادگاه این را نخواهد گفت که در شرایط موجود هموطنانم برای همیشه محکومند نه چیزی بگویند و نه کاری انجام دهند. اگر این دادگاه چنین سخنی بگوید و یا به آن باور داشته باشد، گمان میکنم در اشتباه است و خود را می فریبد. انسانها نمیتوانند هیچ  نکنند، هیچ نگویند؛ نسبت به بیعدالتی واکنشی نشان ندهند؛ علیه ستمگری اعتراض نکنند و برای استقرار یک جامعه و زندگی خوب نکوشند. در این کشور نیز انسانها نمیتوانند دست روی دست بگذارند. شاید شما بگویید که ما به رغم برخورداری از حقوق انسانی مان در اعتراض نسبت به نادرستیها، در مخالفت با قانون، و در رساندن فریادمان به گوش دیگران می باید در چهارچوب قانون عمل کنیم. من در پاسخ میگویم، عالیجناب، این حکومت و دستگاه قضایی اوست که قانون را آنچنان پست و بی اعتبار کرده است که در این کشور دیگر کسی خود را ملزم به عمل کردن در چهارچوب آن نمیداند....

 

من وظیفه ام را نسبت به هموطنانم و آفریقای جنوبی انجام داده ام. تردیدی ندارم که نسلهای آینده بی گناهی ام را اعلام خواهند کرد و خواهند گفت جانیانی که بایستی به این دادگاه آورده میشدند در واقع کارگزاران حکومت می باشند." ]1[

 

(متن بالا قسمتهایی بدون تغییر از دفاعیات نلسون ماندلا در دادگاه علنی حکومت آپارتاید در سال 1962 است که بازخوانی آن در این روزها میتواند آموزنده باشد. در پایان این محاکمه، ماندلا به جرم «تحریک مردم به شورش» به زندان محکوم شد!)

 

تهیه و تنظیم: عمار ملکی

 

]1[- منبع: کتاب «نلسون ماندلا؛ فریادی نامیرا از آفریقای جنوبی»، ترجمه محمد حفاظی، انتشارات اطلاعات، چاپ اول 1366، صفحات 36 تا 57



:: برچسب‌ها: "من متهم هستم مردم را برمی انگیزم تا با تخلف از قانون , اعتراضشان را نسبت بدان ابراز دارند , , , دفاعیات ماندلا و حکایت این روزهای ما نلسون ماندلا ,
:: بازدید از این مطلب : 303
|
امتیاز مطلب : 108
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
تاریخ انتشار : شنبه 7 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

به من میگن چرا جواب تورو نمیدم.؟


عزیزم به خداوندی خدا حرفات به قدری بی ارزش تکرارین که ارزش اینکه جوابشون بدم ندارن.چیزای که تو و امثال تو میگن صبح تا شب از تمام شبکه های صدا و سیما دارن پخش میکنن.و من همیشه بهشون میخندم...فعلا قدرت دست شما دیکتاتوراست که بدون حتی یک مجوز یا یک اجازه صحبت کردن و بدون حتی محاکمه میر حسین زندانی کردین.اگه راست میگین که میر حسین تنهاست چرا فقط برای یکبار هم که شده بهش مجوز راهپیمایی  ندادین.؟که ثابت بشه تنهاست!؟!.این نیز خواهد گذشت...حمایت از کسی که در راس قدرته کار سختی نیست...ببین من این وبلاگ واسه کسایی درست کردن که بدون هیچ تعصبی به دنیا و آدمای توش نگاه میکنن(تا زمانی که دوستات حذفش کنن).ولی تو و امثال تو مصداق جمله (نرود میخ آهنین در سنگ )هستین...!!! من میتونم به اندازه چند کتاب واستون اینجا بنویسم...ولی اینکارو نخواهم کرد...فقط امیدوارم هممون به راه راست هدایت بشیم...

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

 




:: بازدید از این مطلب : 207
|
امتیاز مطلب : 126
|
تعداد امتیازدهندگان : 33
|
مجموع امتیاز : 33
تاریخ انتشار : پنج شنبه 5 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

جدیدترین کشفیات محافل رسانه‌ای اقتدارگرایان نشان می‌دهد که میرحسین موسوی، درست در همان دورانی که یکی از محبوب‌ترین افراد نزد بنیانگذار جمهوری اسلامی بوده و ریاست دولت دفاع مقدس را هم عهده‌دار بوده، با عوامل سیا ارتباط داشته و جزوه‌ی «زیست مسلمانی» هم به سفارش آمریکا نوشته شده است!

به گزارش خبرنگارکلمه، سعدالله زارعی، از نویسندگان ثابت روزنامه‌های ایران و کیهان، از قول مقامات ارشد سازمان سیا که نام و نشان آنها را فقط کیهانیان می‌دانند، ادعا کرده که نخست‌وزیر محبوب امام، از ۲۴ سال قبل با عوامل آمریکایی مرتبط بوده است!

پیش از این هم البته سردار مشفق، ادعای آمریکایی بودن و وابسته بودن نیروهای خط امامی را مطرح کرده و تا آنجا پیش رفته بود که اشغال سفارت آمریکا را که آشکارا مورد تایید امام خمینی قرار گرفت، به عوامل روسیه نسبت داده بود.

حال یادداشت‌نویس کیهان، آمریکایی شدن موسوی را به سال ۶۵ ارجاع داده است، یعنی درست همان سالی که امام راحل در اختلافات شدید بین نخست‌وزیر و مخالفانش، جانب میرحسین را گرفت. این ارجاع زمانی، وجود نوعی کینه‌ی تاریخی را از لابه‌لای اظهارات این فرد آشکار می‌کند. در آن سالها امام (ره) در بسیاری از موارد مورد اختلاف جانب نخست وزیر را گرفت و حق را به  دولت خدمتگذار داد.

زارعی البته اتهام ارتباط موسوی با آمریکا را به تمام بیست سال گذشته نیز ارجاع داده است، اما با توجه به اینکه موسوی در این دوران هیچ فعالیت سیاسی نداشته و تنها به فعالیت‌های فکری و فرهنگی و هنری می‌پرداخته، جزوه‌ی «زیست مسلمانی» به عنوان یک پروژه‌ی آمریکایی مطرح شده تا توجیهی برای ادامه‌ی بیست ساله‌ی همکاری موسوی با سیا پیدا شود.

زارعی ادعا کرده که این جزوه – که در آن به ضرورت احیای اخلاق و روش زندگی اصیل اسلامی اشاره می‌شود- به سفارش آمریکا تهیه شده!. البته پیش از این هم وزیر اطلاعات دولت احمدی‌نژاد به این جزوه به عنوان جزوه‌ی «براندازی دین»! اشاره کرده بود.

این جزوه که البته با مشی و روش ضد دینی حاکم مخالف است و بنای کنار زدن خرافات و انحرافات و احیای اندیشه‌های ناب اسلامی را دارد، از پنج سال پیش  به همت برخی از متفکران و دلسوزان نظام شروع به تهیه آن شده است و احتمالا آقای زارعی با توجه به اینکه  دروغگویی از اصولگرایی به دور است، نمی‌داند که از اولین کسانی که نسخه‌ای از این جزوه را در دیداری حضوری دریافت کرده، رهبری بوده است. همچنین در همایشی عمومی پیرامون آن بحث و گفت و گو شده است.




:: بازدید از این مطلب : 256
|
امتیاز مطلب : 117
|
تعداد امتیازدهندگان : 31
|
مجموع امتیاز : 31
تاریخ انتشار : پنج شنبه 5 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

یه روز خوب میاد...



:: بازدید از این مطلب : 246
|
امتیاز مطلب : 135
|
تعداد امتیازدهندگان : 36
|
مجموع امتیاز : 36
تاریخ انتشار : چهار شنبه 4 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر



:: بازدید از این مطلب : 263
|
امتیاز مطلب : 120
|
تعداد امتیازدهندگان : 33
|
مجموع امتیاز : 33
تاریخ انتشار : چهار شنبه 4 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

سیف‌الاسلام! قذافی: فتنه‌گران را از بین می‌بریم / کار، کار خارجی‌هاست

 

معمر قذافی، دیکتاتور لیبی، در یک نطق تلویزیونی اعلام کرد که استعفا نخواهد داد، چون خود را رهبر ابدی یک انقلاب می‌داند و نمی‌تواند به مردم پشت کند؛ بنابر این می‌ماند تا شهید شود! او که پیش از این رسانه‌های خارجی را سگ نامیده بود، در این سخنرانی هم چند بار مخالفانش را موش نامید!

 

به گزارش الجزیره و بی‌بی‌سی، قذافی که نظامیانش در روزهای اخیر به قتل عام بی‌سابقه معترضان پرداخته و آنها را با بمب، راکت و آرپی‌جی مورد حمله قرار داده‌اند، ادعا کرد که او هیچ سمت سیاسی ندارد که بخواهد از آن استعفا دهد. وی خود را رهبر انقلاب نامید که نمی‌تواند از این موقعیت کناره‌گیری کند و بنابراین می‌ماند تا شهید شود.

 

او که با مشت گره کرده و با صدای بلند سخن می گفت، از هوادارانش خواست به خیابان ها بیایند و از دستاوردهای انقلاب حمایت کنند. قذافی همچنین ادعا کرد که: در لیبی، قدرت در دست مردم است!

 

دیکتاتور لیبی در سخنرانی‌اش، رسانه‌های خارجی را هم متهم کرد که: برای تخریب چهره‌ی لیبی تلاش می‌کنند. وی همچنین هشدار داد که ترسوها و خائنان می خواهند تصویر یک کشور آشوب زده از لیبی ترسیم کنند و دشمنان لیبی قصد دارند براین کشور لطمه وارد کنند.

 

او همچنین تاکید کرد که در این کشور باقی می‌ماند و سمت رسمی ندارد که بخواهد از آن استعفا کند. وی گفت: “خاک لیبی را ترک نخواهم کرد. لیبی باقی خواهد ماند تا آفریقا و سایر جهان را رهبری کند.”

 

وی همچنین خاطرنشان کرد: “ما مردم لیبی در گذشته هم در مقابل آمریکا و انگلیس مقاومت کردیم و هیچ‌گاه تسلیم نخواهیم شد.”

 

قذافی همچنین به مخالفانش اخطار داد که در صورت نیاز با توجه به قوانین بین‌المللی! از زور استفاده خواهد کرد. وی گفت: “تاکنون از زور استفاده نکرده‌ام! اما اگر نیاز باشد از آن استفاده خواهم کرد. ”

 

قذافی با اشاره به کتاب قانون مجازات لیبی، گفت: مجازات کسانی که می خواهند به لیبی لطمه بزنند و یا به دشمنان آن کمک کنند، اعدام است و هرکس دیگری هم که می خواهد وحدت لیبی را برهم بزند، با اعدام رو به رو خواهد شد.

 

وی همچنین مخالفانش را متهم کرد که می‌خواهند لیبی را به افغانستان و عراق جدید تبدیل کنند، و ادعا کرد: عده ای از مردم بیمار که مواد مخدر و اسلحه در اختیار جوان ها قرار می‌دهند، می‌خواهند وقایع تونس و مصر رابرای ساقط کردن او از حکومت تکرار کنند.

 

قذافی در حالی این سخنان را بر زبان آورد که شورای امنیت سازمان ملل متحد برای بررسی بحران لیبی، به درخواست ابرهیم دباشی معاون نماینده لیبی در سازمان ملل متحد، جلسه اضطراری تشکیل داده است.

 

همزمان اتحادیه عرب هم برای بررسی وضعیت بحرانی لیبی تشکیل جلسه داده است. ناوی پیلای کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل متحد هم خواستار تحقیق در باره کشتار تظاهرکنندگان در لیبی شده است.

 

سیف الاسلام قذافی، فرزند دیکتاتور لیبی، هم در روز دوشنبه هشدار داد که کشورش در آستانه جنگ داخلی قرار دارد و ادعا کرد که عامل تظاهرات اخیر مردم لیبی علیه حکومت پدرش، نقشه‌ی عوامل خارجی بوده است. وی همچنین شهروندان عرب و آفریقایی را که در خارج از لیبی زندگی می کنند، مسئول تظاهرات ضد دولتی در لیبی خواند.

 

به گزارش کلمه، سیف الاسلام قذافی که در تلویزیون دولتی مردم لیبی را مورد خطاب قرار می داد، مدعی شد که هدف تظاهرکنندگان برپایی یک نظام اسلامی است؛ و افزود: “در حال حاضر، در بنغازی مردم عادی رانندگی تانک ها را برعهده دارند.” یادآور می شود که بنغازی دومین شهر بزرگ لیبی است که شاهد تظاهرات گسترده ای علیه نظام سیاسی در لیبی بوده است. “ما سلاح داریم، ارتش سلاح دارد و نیروهایی که می خواهندلیبی را از بین ببرند نیز سلاح دارند.”

 

در عین حال فرزند قذافی قول داد تا قانون اساسی جدید و قوانین لیبرال جدیدی را وضع کند و نیز اعتراف کرد که کشورش هم اکنون در نقطه سرنوشت سازی می باشد.

 

فرزند دیکتاتور لیبی رسانه های خارجی را متهم به اغراق در اعلام تعداد کشته های ناآرامی ها اخیر دانست و بارها تاکید کرد که شمار جان باختگان فقط ۸۴ نفر می باشد و هرگونه قیام به شکلی بی رحمانه سرکوب خواهد شد.

 

بر اساس گزارش دیده بان حقوق بشر، تا تاریخ بیست و ششم بهمن ماه تا دوشنبه دوم اسفند، در پی خشونت های دولت لیبی ۱۷۳ نفر جان خود را از دست داده اند.

 

سیف الاسلام در نطق تلویزیونی خود افزود: “لیبی مصر نیست، تونس نیست. در لیبی احزاب وجود ندارند … ما سلاح به دست می گیریم … ما تا آخرین گلوله می جنگیم.”

 

وی افزود، “ما عناصر فتنه گر را از بین خواهیم برد. اگر همه مسلح باشند، جنگ داخلی رخ خواهد داد و ما یکدیگر را به کشتن خواهیم داد.”

 

وی گفت که پدرش رهبری جنگ علیه تظاهرکنندگان را بر عهده خواهد گرفت و افزود “ما پیروز خواهیم شد.”

 

نیروهای امنیتی لیبی در روزهای اخیر از سلاح گرم و گاز اشک آور برای سرکوب کردن قیام مردمی لیبی استفاده کرده اند. همچنین یک شاهد عینی در شهر الاندلوس به خبرگزاری فرانسه گفت: “ما صدای شلیک گلوله را در همه می شنویم و انها به مرکز شهر نزدیک می شوند.”

 

سیف الاسلام در پیام تلویزیونی خود به منابع نفتی لیبی نیز اشاره و به شرکت های نفتی خارجی طرف قرار داد لیبی نیز هشدار جدی داد: “ما یک منبع داریم که روی آن زندگی می کنیم و آن نفت است … همه شرکت های خارجی مجبور خواهند شد تا لیبی را ترک کنند.” او گفت که “جدایی لیبی را ۶۰ تا ۷۰ سال به عقب بر می گرداند.”

 

از طرفی دیگر نخست وزیر لیبی البغدادی علی المحمودی خطاب به سفرای کشورهای اتحادیه اروپا گفت که “نقشه مخرب و تروریستی بسیار دقیقی به منظور تبدیل لیبی به پایگاهی برای تروریسم وجود دارد.” وی افزود که رژیم لیبی “حق دارد تا در جهت حفظ وحدت، ثبات و مردمش هر وسیله ای را بکار گیرد و حفاظت از ثروت ها و روابطش با کشور های دیگر را تضمین کند.”

 

نخست وزیر نظام خودکامه لیبی به “رسانه های خبری خارجی” نیز حمله کرد و گفت که گزارش های منتشرشده این رسانه ها “بدون تفکیک و مخلوطی از حقیقت و دروغ می باشد.”

 

تاکنون عبد المنعم الهونى نماینده رسمی لیبی در اتحادیه عرب استعفایش از سمت خویش را اعلام نموده و گفته است که به “انقلاب” مردم پیوسته است: “من استعفای خود را در اعتراض نسبت به سرکوب و خشونت علیه تظاهرکننده ها تسلیم کرده ام و به انقلاب می پیوندم.”

 

لیبی در حال حاضر ریاست دوره ای اتحادیه عرب را بر عهده دارد. این اتحادیه شامل ۲۲ کشور عربی می باشد.

 

شاهدان عینی در لیبی می گویند که نیروهای امنیتی لیبی به همراه “جیره خواران افریقایی” به صورت تصادفی به سمت شرکت کنندگان در راهپیمایی ها شلیک می کنند.



:: بازدید از این مطلب : 227
|
امتیاز مطلب : 103
|
تعداد امتیازدهندگان : 29
|
مجموع امتیاز : 29
تاریخ انتشار : چهار شنبه 4 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر



:: بازدید از این مطلب : 215
|
امتیاز مطلب : 137
|
تعداد امتیازدهندگان : 34
|
مجموع امتیاز : 34
تاریخ انتشار : سه شنبه 3 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر


در صفت اخلاق
چارچیز دیگر ای نیکو سرشت    هست از جمله خلایق نیک زشت
زان چهار اول حسد کینی بود    زان گذشتی عجب و خود بینی بود
خشم خود دیگر فروناخوردنست       خصلت چارم بخیلی کردنست
ای پسر کم گرد گرد این خصال       از برای زانکه زشتست این فعال
   غل و غش بگذار چون زر پاک شود    پیش از آن که خاک گردی خاک شو
حرص بگذار و قناعت پیشه کن      آخر از مردن یکی اندیشه کن

 

         یا حق...
 




:: بازدید از این مطلب : 253
|
امتیاز مطلب : 118
|
تعداد امتیازدهندگان : 32
|
مجموع امتیاز : 32
تاریخ انتشار : سه شنبه 3 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر


در کشاکش طوفان، نرگس را مجال روییدن نیست. کاری کنیم که باتوم‌ها آرامترفرود آیند و تفنگ‌ها خاموش شوند. کاری کنیم که خشونت از معصومیت نگاه‌مان خجالت بکشد و با لبخندمان زایل شود. یادمان باشد خشونت میدان بازی حریف است و از خشونت غیر از خشونت نمی‌زاید. یادمان باشد کینه و نفرت است که مملکت را به این روز انداخته است....




:: بازدید از این مطلب : 279
|
امتیاز مطلب : 109
|
تعداد امتیازدهندگان : 27
|
مجموع امتیاز : 27
تاریخ انتشار : دو شنبه 2 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

 

وقتی در صحنه حق و باطل نیستی وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و

باطل جامعه ات نیستی هرکجا که خواهی باش چه در نماز ایستاده باشی چه به

شراب نشسته باشی هر دو یکی است...






:: بازدید از این مطلب : 226
|
امتیاز مطلب : 107
|
تعداد امتیازدهندگان : 31
|
مجموع امتیاز : 31
تاریخ انتشار : یک شنبه 1 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

 

یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت . ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.
ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت.
بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد!
ملا نصر الدین با خود گفت لعنت بر من که نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را از بین می برد.



:: بازدید از این مطلب : 198
|
امتیاز مطلب : 114
|
تعداد امتیازدهندگان : 33
|
مجموع امتیاز : 33
تاریخ انتشار : یک شنبه 1 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

 

 

باز هم از خدای بزرگ ممنونم که دشمنان ما را از احمقها قرار داده است...

تا آخر ایستاده ایم...

ماه و آب

 

 

مشک برداشت که سیراب کند دریا را
رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

آب روشن شد وعکس قمر افتاد درآب
ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می خواست ببیند لب اورا دریا
پس ننوشید که سیراب کند دریا را

کوفه شد علقمه،شق القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را

تا خجالت بکشد سرخ شود چهره ی آب
زخم می خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا درآغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریه ی گل بود و الا خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را

کاش روی دل خشکیده ی ما آن ساقی
عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را

روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را





:: بازدید از این مطلب : 204
|
امتیاز مطلب : 124
|
تعداد امتیازدهندگان : 31
|
مجموع امتیاز : 31
تاریخ انتشار : یک شنبه 1 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

 

چکیده :با وجود فضاسازی‌های پرهیاهوی اقتدارگرایان علیه رهبران جنبش سبز، که با شعارهای مرگ در صحن مجلس و تجمعات غیرقانونی و همراهی پلیس و دستگاههای امنیتی و حاکم کردن فضای خفقان بر حوزه و دانشگاه و جامعه همراه بود، رئیس دستگاه قضایی بار دیگر آب پاکی را روی دست همه‌ی حامیان کودتا ریخت و تاکید کرد که دستگیری موسوی و کروبی هنوز هم به مصلحت...


دو روز پس از فضاسازی‌های پرهیاهوی اقتدارگرایان علیه رهبران جنبش سبز، که با شعارهای “مرگ بر” در صحن مجلس و تجمعات غیرقانونی و همراهی پلیس و دستگاههای امنیتی و حاکم کردن فضای خفقان بر حوزه و دانشگاه و جامعه همراه بود، رئیس دستگاه قضایی بار دیگر آب پاکی را روی دست همه‌ی حامیان کودتا ریخت و تاکید کرد که دستگیری موسوی و کروبی هنوز هم “به مصلحت نیست!”

به گزارش کلمه، صادق لاریجانی که پیش از این هم چند بار به صراحت اعلام کرده بود که تشخیص این مصلحت با رهبری و نه هیچ کس دیگری است، این بار هم در حالی که صداوسیما و رسانه‌های دولتی، و وابستگان جناح دولتی در نهادهای امنیتی و حوزوی سنگ تمام گذاشته بودند، از همه‌ی دست‌اندرکاران این فضاسازی‌ها از جمله “نمایندگان مجلس، مسئولان و آحاد ملت انقلابی” تشکر کرد، اما به آنها گفت که: “باید مصلحت نظام را در نظر گرفته و برای محاکمه سران فتنه صبر پیشه کنند.”

به نظر می‌رسد این “به مصلحت نبودن” با حضور گسترده مردم در تهران و شهرهای بزرگ کشور در روز ۲۵ بهمن بی‌ارتباط نباشد؛ که در غیر این صورت، همانطور که بسیاری از سخنگویان جناح اقتدارگرا در این دو روز اعلام کردند، دیگر بیش از این نمی‌توان برای دستگیری رهبران جریان منتقد دولت زمینه‌سازی کرد.

رئیس قوه قضاییه همچنین در توضیح این “به مصلحت نبودن” به “جریانهای بسیار تند و غافلگیرکننده در کشورهای منطقه” نیز اشاره کرد.

رئیس دستگاه قضا در عین حال به طور ضمنی، حصر خانگی موسوی و کروبی را نیز که پیش‌تر از سوی مسئولان رسمی تکذیب شده بود، تایید کرد و گفت: “دستگاه قضا راه را بر اطلاعیه پراکنی آنها خواهد بست و اجازه نمی دهد آنها از صبر و تحمل نظام اسلامی سوء استفاده کنند و امیدواریم که مردم شریف ایران با صبر و تحمل ما را همراهی کنند.”

لاریجانی این سخنان را چند ساعت پس از تجمع – طبعا بدون مجوز – لباس شخصی‌ها در مقابل منزل موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی مطرح کرد؛ تجمعاتی که پر از شعارهای توهین‌آلود و تهدیدآمیز بود و آخرین مرحله از دست و پا زدن‌ها برای بازداشت موسوی و کروبی به شمار می‌رفت.

 

در این تجمعات که تا نیمه‌های شب ادامه داشت، شعارهایی همچون “تا هاشمی کفن نشود، این وطن وطن نشود” و “موسوی و کروبی اعدام باید گردند” سر داده شد و علیه سید حسن، سید یاسر و سید علی خمینی، نوه‌های امام خمینی، نیز شعارهای موهنی مطرح شد.




:: بازدید از این مطلب : 252
|
امتیاز مطلب : 131
|
تعداد امتیازدهندگان : 35
|
مجموع امتیاز : 35
تاریخ انتشار : پنج شنبه 28 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

 

ندای سبز آزادی از تناقض‌گویی دو نماینده رهبری در کیهان و دانشگاه درباره عکس شهید صانع ژاله خبر داد و با اشاره به اینکه یک مسئول نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها، عکس مذکور را جعلی خوانده اما شریعتمداری در برنامه زنده تلویزیونی ادعا کرده که شهید ژاله، جاسوس او بوده!! نوشت:

در حالی که حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان در تلویزیون مدعی شده است که صانع ژاله خبررسان روزنامه کیهان بود و به عنوان مثال خبر دیدار با آیت الله منتظری را به این روزنامه داده است، مدیر تشکل های نهاد رهبری در دانشگاه ها، عکس صانع ژاله با آیت الله منتظری را جعلی دانست.

روزنامه کیهان پس از ترور سعید حجاریان در اسفند ۷۹، سرمقاله ای به قلم حسین شریعتمداری نوشت و در آن حجاریان را با عنوان “سعید جان” مخاطب قرار داد. این درحالی بود که تا پیش از ترور عنوان حجاریان در روزنامه کیهان تئوری پرداز “فشار از پایین، چانه زنی در بالا” بود. در عین حال روزنامه کیهان در ستون خبرهای ویژه خود پس از ترور حجاریان مدعی شد که حجاریان به عنوان مدیرمسئول روزنامه صبح امروز با اعضای شورای سردبیری مشکل داشته است.

خوشبختانه سعید حجاریان زنده ماند تا رسوایی روزنامه کیهان نمایان شود و دوباره حجاریان با عنوان نظریه پرداز جنگ روانی و این اواخر سرباز جنگ نرم علیه انقلاب نام گیرد. کیهان و حسین شریعتمداری هیچ گاه در مورد آن سرمقاله و خبر ویژه خود صحبت نکردند و ترجیح دادند خود را به فراموشی بزنند. شاید فکر نمی کردند حجاریان از تیر سعید عسگر به سلامت بیرون آید.

این بار اما حسین شریعتمداری پس از آنکه مطمئن شد، صانع ژاله، دانشجوی کرد شهید شده است، “شهید دزدی” کرد و مدعی گردید که صانع ژاله دانشجوی بسیجی و خبرچین روزنامه کیهان بوده است و خبر دیدار با آیت الله منتظری را هم او بود که به کیهان داد. این در حالیست که برادر صانع ژاله، در مصاحبه مستقیم با تلویزیون صدای آمریکا این امر را تکذیب کرد و گفت کارت بسیجی که برای برادرش صادر شده توسط پسرخاله اش که از عوامل امنیتی شهرستان پاوه است جعل شده است. حجت الاسلام داود رنجبران مدیر تشکل های نهاد رهبری در دانشگاه ها در مصاحبه با خبرگزاری مهر هم پیش از این ادعای حسین شریعتمداری همه چیز را از اساس منکر شد و گفت اساساً عکس دیدار شهید ژاله با آیت الله منتظری جعلی است و این شهید هیچ گاه با آیت الله منتظری دیداری نداشته است.




:: بازدید از این مطلب : 353
|
امتیاز مطلب : 113
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
تاریخ انتشار : پنج شنبه 28 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر


سلام...

آلان متوجه شدم که برادرای جنگ سایبری با تمام منطق خودشون وبلاگ بلاگفام پاک کردن...

گیرم که می زنید گیرم که می کشید با پرندهای نشسته در آشیانه چه می کنید.؟؟!!

باطل رفتنی است...

به امید ایران و ایرانی آزاد.

یا حق...



:: برچسب‌ها: http://hoseinmobasher , blogfa , com/ فریاد عشق ,
:: بازدید از این مطلب : 137
|
امتیاز مطلب : 123
|
تعداد امتیازدهندگان : 32
|
مجموع امتیاز : 32
تاریخ انتشار : چهار شنبه 27 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

در حالی که جمعی از نمایندگان مجلس در ایران خواستار برخورد شدید با معترضان و اعدام موسوی و کروبی شده‌اند، جمعی از نمایندگان مجلس بحرین در اعتراض به کشته شدن یک هموطن خود در اعتراضات این کشور، از فعالیت دست کشیدند و احتمال استعفای خود را مطرح کردند.

به گزارش رویترز، “ابراهیم المطر” عضو فراکسیون “وفاق ملی” در پارلمان بحرین اعلام کرد: فراکسیون “وفاق ملی” متشکل از تعدادی از نمایندگان شیعه در پارلمان بحرین امروز سه شنبه در اعتراض به کشته شدن یک شیعه بحرینی در تجمعات و راهپیمایی های دیروز مخالفین در این کشور، ادامه فعالیت خود را به حالت تعلیق درآوردند.

المطر اضافه کرد: فراکسیون وفاق ملی طی روزهای آینده موضع نهایی خود در مورد استعفا از نمایندگی یا ادامه فعالیت بیان می کند. وی این اقدام نمایندگان فراکسیون وفاق ملی را شیوه ای برای بیان خواسته آنان برای مذاکره با دولت دانست.

در ایران اما امروز گروهی از نمایندگان تندرو حامی دولت احمدی نژاد خواستار اعدام موسوی و کروبی و برخورد شدید با معترضان شدند.

دیروز (۲۵ بهمن ماه) هم در ایران و هم در بحرین، مخالفان دولت به خیابان‌ها آمدند و برخود خشونت‌آمیز پلیس و نیروهای لباس‌شخصی با تظاهرکنندگان، در هر یک از این دو کشور دست کم یک کشته بر جای گذاشت.




:: بازدید از این مطلب : 453
|
امتیاز مطلب : 108
|
تعداد امتیازدهندگان : 28
|
مجموع امتیاز : 28
تاریخ انتشار : چهار شنبه 27 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

بر اساس نظریه ولایت مطلقه فقیه لازمه پذیرش حکومت اسلامی، روا داشتن اختیارات مطلق برای فقیه‌است. فقیه، حاکم علی الاطلاق است و همه اختیارات امام معصوم شیعه را دارا است؛ زیرا ولایت مطلق، به معنای رعایت مصالح عام در سرپرستی جامعه‌است و چون حوزه حکومت، مصالح عمومی را نیز در بر می‌گیرد، بدون ولایت مطلق برپایی حکومت اسلامی و اجرای احکام دین ممکن نیست.[۱۸]

به گفته سید علی خامنه‌ای ، ولی فقیه تمام اختیارات پیامبر اسلام (حتی اختیار بر نفس و جان مسلمانان) را داراست و رای او بر نظر همه مردم و حتی سایر فقها برتری و رجحان دارد:

« مراد از ولایت مطلقه فقیه جامع الشرایط این است که دین حنیف اسلام که آخرین دین آسمانی است و تا روز قیامت استمرار دارد دین حکومت و اداره امور جامعه‌است، لذا همه طبقات جامعه اسلامی ناگزیر از داشتن ولی امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامی را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید، و از نظام جامعه اسلامی پاسداری نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدّی قوی بر ضعیف جلوگیری نماید، و وسائل پیشرفت و شکوفائی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را تأمین کند. این کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادی بعضی از اشخاص منافات داشته باشد، حاکم مسلمانان پس از این که وظیفه خطیر رهبری را طبق موازین شرعی به عهده گرفت، باید در هر مورد که لازم بداند تصمیمات مقتضی بر اساس فقه اسلامی اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نماید. تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در مواردی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدّم و حاکم است، و این توضیح مختصری درباره ولایت مطلقه است.[۱۹]  »

وی همچنین معتقد است که «اختیارات ولی فقیه در صورت تعارض با اراده و اختیار مردم، بر اختیارات و تصمیمات مردم، مقدم و حاکم است».[۲۰]

ولایت فقیه و قانون اساسی

ولایت فقیه پس از انقلاب ۵۷ با مصوبه مجلس خبرگان به قانون اساسی جمهوری اسلامی اضافه شد و روز بروز اختیاراتش افزایش یافت. به بیان دیگر ولایت فقیه در متون شیعه تداعی کننده «فقاهت فقیه» است، در حالیکه پس از انقلاب مقصود روح الله آیت‌الله خمینی و همفكرانش از کلمه «ولایت فقیه» در اختیار گرفتن حاکمیت سیاسی با تمام اختیاراتی است که برای پیامبر و امام معصوم در مذهب شیعه وجود دارد.[۲۱]

در پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی که در زمان دولت مهدی بازرگان تدوین شده بود اشاره‌ای به ولایت فقیه نشده بود، آیت‌الله خمینی نیز بدون اشاره بدان ، پیش نویس را تایید کرد و با تصویب شورای انقلاب بجای رای گیری عمومی مجلس خبرگان به بررسی و تدوین نهایی قانون اساسی پرداخت. [۲۲] [۲۳] ولایت فقیه و مجلس خبرگان در مجلس ۷۵ نفره‌ای که ریاستش را دکتر بهشتی بر عهده داشت، به این پیش‌نویس اضافه شده‌اند.[۲۴] گرچه اعضای مجلس خبرگان اطلاعات دقیقی از مذاکرات پشت پرده بدست نداده‌اند ، اما بنا به متن رسمی مذاکرات (که در سال ۱۳۶۳ انتشار یافت) اول بار در جلسه سوم مجلس خبرگان سیدمحمد کیاوش نماینده خوزستان و پس از او عبدالرحمن حیدری نماینده ایلام و سپس حسن آیت به طرح موضوع پرداختند. [۲۲] [۲۳]

بنا به روایتی که ابوالحسن بنی صدر نقل می‌کند ، پس از آگاهی از آنکه مجلس خبرگان تصمیم دارد قانون اساسی را بر مبنای ولایت فقیه تنظیم کند، او به همراه ۷ تن دیگر از جمله آیت‌الله طالقانی ،عزت الله سحابی ، علی گلزاده غفوری ، آیت‌الله مکارم شیرازی[۲۵] ، نوربخش و مقدم مراغه‌ای تصمیم به استعفا در اعتراض به این موضوع داشتند اما نهایتا ماندن در مجلس خبرگان و مخالفت با اصل ولایت فقیه را به مصلحت می‌بینند. بنا به روایت وی مرتضی حائری یزدی (فرزند بنیانگذار حوزه علمیه قم) نیز با ولایت فقیه مخالف بود اما به بهانه کسالت از مطرح کردن مخالفت خود خودداری کرد.به گفته بنی صدر مکارم شیرازی نیز سخت بر علیه ولایت فقیه سخنرانی کرد و گفت امروز روز سیاه تاریخ ایران است.[۲۶]

عزت الله سحابی می‌گوید آیت‌الله بهشتی نیز با ولایت فقیه مخالف بوده اما به وی گفته‌است :«الان شرایطی نیست که بتوانیم این مباحث را مطرح کنیم.» اما آنگونه که در متن منتشر شده از مذاکرات دیده می‌شود ، در جلسه رای گیری پیرامون ولایت فقیه پس از سخنرانی مهندس مقدم مراغه‌ای در مخالفت با ولایت فقیه ، بهشتی در دفاع از آن سخنرانی کرده‌است.[۲۷]

آنگونه که از سخنان هاشمی رفسنجانی بر می‌آید ،علت آنکه آیت‌الله خمینی و سایر روحانیون در ابتدا ولایت فقیه را در پیش نویس قانون اساسی وارد نکردند ، سردرگمی آنان از چگونگی طرح آن بوده‌است ، نه آنکه آیت‌الله خمینی ولایت فقیه را مد نظر نداشته‌است. از سویی آیت‌الله خمینی طی سخنانی تاکید دارد که اختیارات ولی فقیه به مراتب بیش از این است و برای جلوگیری از انتقاد روشنفکران به این مقدار قناعت کرده‌اند.[۲۸]

در بازنگری قانون اساسی درسال ۶۸ شرط مرجعیت از شرایط ولی فقیه حذف و عبارت مطلقه اضافه و اختیارات وی گسترده تر شد. (اصل ۵۷ و ۱۱۰ قانون اساسی)

نظرات مختلف پیرامون ولایت فقیه


گرچه مرجعیت فقیه به عنوان یک متخصص در علوم مذهبی و به معنای رسیدگی به امور مذهبی شیعیان توسط فقیه سابقه تاریخی دارد. ـ که آن هم هر فرد شیعه با اختیار و تحقیق خود به طور مجزا فقیهی واجد شرایط را به عنوان متخصص آن هم فقط در احکام دین، برای خود و نه برای دیگران به عنوان مرجع انتخاب می‌کند ـ اما لزوم حاکمیت سیاسی فقیه بر جامعه تا پیش از نظام جمهوری اسلامی مطرح نشده بود و با مخالفت مراجع عظام تقلید در زمان خود مواجه شد. همچنین منتظری بعنوان بانی اضافه شدن اصل ولایت فقیه به قانون اساسی جمهوری اسلامی و ارائه اختیارات گسترده به وی، در سال‌های پایانی زندگی‌اش مخالف سرسخت آن بود.

  • آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری مخالف اختیارات نامحدود ولی فقیه بود و به اصل ۱۱۰ قانون اساسی رای نداد [۲۹] .
  • آیت‌الله حسینعلی منتظری ولایت فقیه جامع الشرایط را تایید می‌کند ولی ولایت مطلقه فقیه را از مصادیق شرک می‌داند.[۳۰]
  • آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی نظریهٔ ولایت فقیه را یک «بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی» می‌دانستند.[۳۱][۳۲][۳۳] او می‌گوید: «ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقهاء اثبات نمی‌شود. «ولایت» تنها به پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) اختصاص دارد. آن‌چه از روایات برای فقها، اثبات می‌شود دو امر است، نفوذ قضاوت، حجیت فتوای‌شان. اما حق تصرف در اموال قاصران و غیر ایشان ـ که از شئون «ولایت» است ـ ندارند مگر در امور حسبیه[۳۴] و فقها در این محدوده «ولایت» دارند، اما نه به معنای ادعا شده [یعنی نه به معنای ولایت] بلکه به معنای نفوذ تصرفاتش یا تصرفات وکیلش... بنابراین، آن‌چه برای فقیه، ثابت می‌باشد «جواز تصرف» است، نه «ولایت».»[۳۵]
  • آیت‌الله سید حسن طباطبایی قمی با نظریه ولایت فقیه مخالف بود. او براین اعتقاد بود که در شرایط کنونی امکان برقراری حکومت اسلامی وجود ندارد.[۳۶]
  • آیت‌الله سید علی سیستانی دربارهٔ ولایت فیقه چنین بیان می‌کند که ولایت در آن چه - به اصطلاح فقها - امور حسبیه خوانده می‌شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است. و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.[۳۷]
  • علامه محمدجواد مغنیه فقیه و مفسر قرآن لبنانی معتقد بود کسی که قائل به ولایت فقیه به این شکل باشد یا جاهل است و یا قصد بدعت در دین را دارد.
  • آیت‌الله مرتضی مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی می‌گوید:«ولایت فقیه به این معنا نیست که فقیه خود در رأس دولت قرار گیرد و عملاً حکومت کند. نقش فقیه در یک کشور اسلامی ... نقش یک ایدئولوگ است نه نقش یک حاکم.... صتور مردم آن روز ـ دورهٔ مشروطیت ـ و نیز تصور مردم ما از ولایت فقیه این نبود و نیست که فقها حکومت کنند و ادارهٔ مملکت را به‌دست گیرند...»

[۳۸][۳۹]

علامه سید علی امین فقیه لبنانی، عذرخواهی آیت‌الله منتظری از مردم و اعتراض فرزندان انقلاب ایران و دوستان آیت‌الله خمینی به «ولی فقیه» را نشانه آن می‌داند که این نظریه آزمون خود را پس داده و در آزمون اجرا مردود شده‌است.



:: بازدید از این مطلب : 269
|
امتیاز مطلب : 114
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
تاریخ انتشار : یک شنبه 24 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

دروغگوها(دیکتاتور چو دیکتاتور ببیند خوشش آید)به امید سرنگونی تمام دیکتاتورها.



:: بازدید از این مطلب : 313
|
امتیاز مطلب : 112
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
تاریخ انتشار : یک شنبه 24 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

در پی بازداشت مجدد تقی رحمانی، نویسنده، پژوهشگر و مشاور مهدی کروبی، همسر وی نرگس محمدی بنا به تشخیص پزشکان معالج و جهت کنترل آثار فشارعصبی مجددی که بر او وارد شده، در بیمارستان بستری شد.

 

لازم به ذکر است در آغاز موج دستگیری ها در آستانه ٢۵ بهمن، تقی رحمانی، فعال ملی – مذهبی و از مشاوران مهدی کروبی، نیمه شب چهارشنبه، بیستم بهمن ماه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

 

به گزارش جرس، نرگس محمدی، همسر رحمانی و از فعال حقوق بشری، قبل از رفتن نزد پزشک و سپس بستری شدن در بیمارستان، نامه ای سرگشاده خطاب به دادستان تهران نوشته و با شرح آنچه بر خانواده اش طی یورش نیمه شب ماموران لباس شخصی گذشته، خاطرنشان ساخت “…احساس کردم سرزمین مادری‌ام به تاراج رفته و من بی‌پناه در سرزمینی غریب و بیگانه‌ام… احساس می‌کنم دیگر مرگ ما را سزاوار است و بس.”

 

به نام خداوندی که رحمت او وسیع و دائم است بر همه بندگان

 

جناب آقای جعفری دولت آبادی دادستان محترم تهران

 

با سلام و احترام

 

اینجانب نرگس محمدی همسر تقی رحمانی این شکوائیه را خدمت حضرتعالی می‌نویسم و درخواست رسیدگی عاجل دارم.

 

شب گذشته، ساعت ۲۰:۳۰ صدای زنگ منزل به صدا درآمد. سؤال کردم کیستید؟ گفتند با آقای رحمانی کار داریم. سری چرخاندم و تقی را صدا کردم. تقی در منزل نبود. گفتم نیست و آیفون را گذاشتم. من هم مشغول کار فرزندان کوچک ۴ ساله‌ام بودم تا آماده خواب شوند. در را باز نکردم و کارهایم را ادامه دادم.

 

من در وسط هال کنار دو کودکم بودم و با آنها صحبت می‌کردم که ناگهان در حدود ۲ متری خود ۵-۴ مرد با لباس شخصی را دیدم. آنچنان شوکه شده بودم که قادر به حرکت نبودم. زبانم بند آمده بود. من بیمار هستم. و روزی ۱۸ عدد قرص می‌خورم و تحت مراقبت پزشکان مغز و اعصاب و اعصاب و روان و ریه هستم. بیماری دیگری هم دارم که می‌بایست عمل جراحی شوم. دست و پاهایم بر اثر faintی که کردم سست شد و روی پاهایم لغزیدم. در را گرفتم تا زمین نخورم، اما دستانم سست و بی‌جان شد. گفتم شما کی هستید و چرا بدون اجازه وارد خانه شدید. از ترس نمی‌توانستم تکان بخورم. پله‌های خانه ما مستقیم وارد هال می‌شود و آنها در ورودی کوچه را با دیلم شکسته بودند و ۲ در ورودی دیگر را باز کرده بودند و بدون حتی یک یا الله یا صدایی آرام و بی‌صدا از پله‌ها بالا آمده بودند و من یک باره با دیدن چهره مردان ناشناس و در حالی که لباس نامناسبی بر تن داشتم و روسری بر سر نداشتم و آماده خواب بودم، زبانم بند آمده بود. در مقابلشان ایستادم و علی و کیانا، بچه‌های مظلوم و بی‌پناهم را به آغوش کشیدم تا نترسند. آنها مرتب از من می‌پرسیدند این ها دزدند؟ بعد از جر و بحث که در منزل من چه می‌کنید و من روسری ندارم، در مقابلم ایستادند و اجازه دادند تا بروم شال بردارم.

 

به زحمت خودم را روی زمین کشیدم و یک شال از کشوی اتاق برداشتم و در مقابل دیدگان مردان ناشناس بر سر انداختم. نتوانستم مانتو بپوشم و لباس عوض کنم. روی زمین افتاده بودم. تقی واقعا پیش ما نبود و من هم چون مشغول خواباندن بچه‌ها بودم متوجه نشده بودم که تقی برای تنظیم درجه شوفاژ به موتورخانه رفته است.

 

به هر حال آنها در ورودی حاج خانم (صاحب‌خانه) را نیز شکستند و وارد منزل وی هم شدند. حاج خانم بعدا می‌گفت من روی تخت در اتاق خواب دراز کشیده بودم که دیدم چند مرد بالای سر من هستند. تقی هم در طبقه زیرزمین (۲ طبقه پایین‌تر) در موتورخانه مشغول کار بوده که یک مرتبه او را دستگیر کردند.

 

اما بازداشت تقی رحمانی همچون بازداشت من در ۲۰/۳/۸۹ کاملا غیرقانونی بود. هیچگونه حکم ورود به منزل ما و حکم تفتیش آن و یا بازداشت تقی رحمانی در دست مأموران وجود نداشت. هر چه گفتیم این کار شما غیرقانونی است و ما باید به پلیس ۱۱۰ گزارش دهیم که مردان ناشناس بدون حکم بازداشت به طور غیرقانونی وارد منزل شخصی ما شدند و قصد بردن تقی را دارند، تلفن ما را برداشتند و اجازه زنگ زدن ندادند.

 

تا ساعت ۲۳ شب منزل ما را دفعه قبل زیر و رو کردند. گفتم من شماره تلفن ۸ پزشک معالج خود را در موبایل و دفترچه تلفن دارم ضمن اینکه اینها ۶ ماه پیش توسط مأموران اطلاعات بررسی شده، آنها را به من بدهید چون من برای مراجعه به پزشکانم به آنها نیاز دارم. اما آنها اعتنایی نکردند و هر چه دستشان آمد از منزل ما بردند. تقی هم گفت تلفن‌های ضروری نرگس را بدهید.اما ندادند. صبرم را از کف دادم. یکی از مأموران گفت ما شیر هستیم و چون شمشیر. فریاد زدم باشد چون قدرت دارید هر چه می‌خواهید ببرید حتی می‌خواهید لباس‌های ما را هم بکنید و ببرید.

 

من خدا را شاهد و ناظر و گواه می‌گیرم، علی و کیانا به شدت ترسیده بودند.

 

دادستان محترم

 

نمی‌دانم رنجی را که بر من و خانواده‌ام روا می‌دارند چگونه بر قلم جاری سازم. زمانی که ۲۰/۳/۸۹ وارد زندان اوین شدم سرحال و سالم بودم اما وقتی از آن در بیرون آمدم، با بیماری نگران‌کننده‌ای دست به گریبان بودم. ۶ ماه است که تحت معالجه پزشکان هستم و هنوز من بیمارم و ناتوان. بارها درخواست کردم پاسپورتم را بدهند تا من برای معالجه از ایران بروم و ندادند. من دو کودک ۴ ساله دارم. زمانی که مرا بازداشت کردند کیانا را عمل کرده بودم. ناله می‌کرد و ضجه می‌زد و گریه می‌کرد.

 

۳ بار تا پایین پله‌ها مرا بردند و دخترم با صدای لرزان از من خواست تا او را ببوسم و بروم. ۳ بار بالا آمدم و او را بوسیدم. نگذاشتم اشکم را ببیند ولی خدا شاهد است که در دل خون می‌گریستم. کیانا را عمل جراحی کرده بودم. شکمش پر از بخیه و زخم بود. همان شب ساعت ۸ از بیمارستان به منزل آورده بودم. و باید مراقب بخیه‌ها می‌بودم. دختر کوچک سه سال و نیمه‌ام تب داشت.عمل جراحی سختی شده بود و من ۱۰ شب و روز بیدار بر بالین کوچکش بودم. در زندان آرزو کردم ای کاش مادر نبودم. آیا در این سرزمین مادر بودن گناه است؟ ای وای بر ما!

 

این صحنه دیشب دوباره برای علی و کیانا، کودکان ۴ ساله معصوم من تکرار شد. آن ها تا صبح در خواب هذیان می گفتند. چندین نوبت مأموران با تقی با الفاظ بسیار نامناسب و دور از شأن یک مأمور رسمی حکومت با صدای بلند درگیر شدند و علی و کیانا با چشمان بهت‌زده و نگران به صحنه می‌نگریستند. علی راه می‌رفت و با خودش می‌گفت از خانه من برید بیرون. بابا را اذیت نکنید.

 

به دلیل شوکی که بر من وارد شده بود و حمله‌های مکرر تا صبح قادر به ایستادن نبودم. ۲ بار تشنج شدید کردم. ای کاش مرده بودم و دیشب را ندیده بودم.

 

بگذارید صادقانه بگویم دیشب وقتی مردان نامحرم ناشناس در مقابل من ایستاده بودند و مرا با سر و روی نامناسب می‌دیدند، احساس کردم در ایران نیستم. احساس کردم سرزمین مادری‌ام به تاراج رفته و من بی‌پناه در سرزمینی غریب و بیگانه‌ام. حال سؤال دارم از شمای مسئول و طلب پاسخ دارم:

 

آیا زنان این سرزمین، بر مردان حکومت حلال شده‌اند؟ آیا ما زنان و مادران دیگر حرمتی در این سرزمین نداریم؟ آیا با وضع ظاهری درون خانه دیدن من ، یک مادر، یک زن ۳۷ ساله در منزل شخصی و در شب هنگام توسط مردان ناشناس و نامحرم هیچ گناهی در پیشگاه خداوند متعال نیست؟

 

آیا ترسیدن کودکان بی‌پناه من، زیر و رو شدن اسباب منزلم در مقابل چشمان کودکانم نه یک بار بلکه به فاصله شش ماه یک بار، موجب آزار فرزندان کوچک من نیست؟ من چگونه روان آن دو معصوم بی‌گناه را از بردن مادر، از بردن پدر و از خاطرات تلخ پاک کنم؟ خدایا دنیای کودکانه‌شان چه با خشم و بی‌رحمی مکدر شده است. علی و کیانا، مرتب با مردان ناشناس صحبت می‌کردند و با دست‌های کوچک‌شان به آنها اشاره می‌کردند که اینها وسایل ما را می‌برند. مامان آنها دزد هستند؟ بابای من را نبرید، آقا!؟ بابا نرو، مامان من بابا را می‌خواهم…

 

پس از بردن تقی کیانا روی موزائیک‌ها دراز کشید و با صدای بلند گریه سر داد و پدرش را می‌خواست.من مثل یک مرده و بی‌جان نقش بر روی زمین ققط او را می‌نگریستم. دختر چهار ساله‌ام را. می‌خواهم بگویم من یک انسانم، یک همسرم، یک مادرم وتکرار این همه درد و رنج دیگر در خیالم هم نمی‌گنجد.

 

تقی رحمانی ۱۵ سال از عمر خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران گذرانده به جرم آزادی بیان. و این هم سهمی دیگر. من هم ۱/۱۲/۸۹ دادگاهی خواهم شد به جرم مدافع حقوق بشر بودن و علی و کیانای کوچک و معصومم را به خدا خواهم سپرد.

 

بازداشت‌کنندگان خود را ابتدا از نیروی انتظامی و سپس از وزارت اطلاعات معرفی کردند و بعد ساعت ۲۴ و۳۰ دقیقه بعد از نصف شب از وزارت اطلاعات بازجویان بنده زنگ زدند و گفتند تقی را ما نگرفتیم. و من در هول و هراسم از این بردن تقی که نمی‌دانم چه کسانی بردند و چرا بردند. اتهامش چه بود و چرا این گونه با ما رفتار کردند. در هراسم از شکسته شدن درهای منزلم. از ورود غیرقانونی افراد ناشناس. از احساس ناامن بودن حتی در منزلم.

 

احساس تحقیری که از آنچه بر من دیشب گذشت، در تمام وجودم رخنه کرده، از هراس آینده علی و کیانا، از سنگدلی کسانی که باید حافظان امنیت خانواده من باشند، اما رنج و ستم و دل‌شکستگی بر من روا می‌دارند. ای خدای من ای کاش قدری با ما مهربان‌تر بودند. آیا این خواسته زیادی است؟ به خدا پناه می‌برم. این نامه را در حالی برای حضرتعالی می‌نویسم که علی و کیانا خوابندو من عازم بیمارستان و دکتر. از شما می‌خواهم تا به شکواییه من رسیدگی فرمایید. شکایت از ورود غیرقانونی مردان ناشناس، بازداشت همسرم بدون حکم بازداشت. تفتیش منزلم بدون حکم تفتیش، ورود غیرقانونی مأموران به حریم شخصی خانواده‌ام شب هنگام، اذیت و آزار روانی کودکانم، تشدید بیماری‌ام.

 

از یک دادستان در حکومت اسلامی خواسته‌ای مصرانه دارم ، شکایت از مردانی که مرا سر برهنه و با لباس نامناسب و در حالی می نگریستندکه بر اثر بیماری‌ام بر زمین افتاده بودم. من یک زن ایرانی و یک مسلمانم. وبه خدا سوگند اگر از هر تجاوزو قانون شکنی بگذرم از تحقیری که در منزلم شدم نخواهم گذشت.

 

احساس می‌کنم دیگر مرگ ما را سزاوار است و بس.

 

در انتظار پاسخ آن مقام محترم قضایی چشم به راهم و تقاضای ملاقات فوری دارم.

 

با احترام- نرگس محمدی/ ۲۱/۱۱/۸۹

 

گفتنی است به گزارش خبرنگار جرس، در جریان بازداشت تقی رحمانی، شش نفر مامور لباس شخصی با یورش به خانه این فعال شناخته شده ملی مذهبی ، بدون هیچگونه توضیحی وی را بازداشت کردند.

 

ماموران از ساعت ۹ تا ۱۱ شب و مقابل چشمان علی و کیانا دو کودک خردسال تقی رحمانی و همسر بیمارش نرگس محمدی ، به تفتیش منزل این فعال سیاسی پرداختند و در ساعت ۱۱ شب وی را همراه دستنوشته ها ، کتب و کامپیوتر شخصی به مکان نامعلومی منتقل کردند.

 

ماموران لباس شخصی هیچگونه حکم بازداشتی همراه نداشتند و در مورد علت بازداشت رحمانی هیچ توضیحی ندادند.

 

آنها حتی از ارائه هرگونه کارت شناسایی و توضیح که از سوی چه ارگانی دستور بازداشت رحمانی را دارند، خودداری کردند و در پی بازداشت مجدد وی، حال نرگس محمدی همسر وی به شدت بد شده است و دچار حمله عصبی و فلج عضلانی شده است.

 

نرگس محمدی نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر از سال گذشته و به علت فشار های ناشی از بازداشتش دچار بیماری عصبی شده است که منجر به فلج عضلانی مقطعی در وی می شود.



:: بازدید از این مطلب : 156
|
امتیاز مطلب : 97
|
تعداد امتیازدهندگان : 29
|
مجموع امتیاز : 29
تاریخ انتشار : شنبه 23 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر



:: بازدید از این مطلب : 439
|
امتیاز مطلب : 108
|
تعداد امتیازدهندگان : 31
|
مجموع امتیاز : 31
تاریخ انتشار : شنبه 23 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر

دوشنبه 25 بهمن روز مقایسه مردم، حکومت و سپاه ایران

 

 با مردم،حکومت و ارتش مصر

 

جرس: به گزارش منابع خبری جرس از تهران تعیین ساعت و روز و مکان راهپیمائی از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی با استقبال شدید مردم مواجه شده است. ساکنان تهران خود را برای تظاهرات مسالمت آمیز تاریخی دیگری از میدان امام حسین تا میدان آزادی آماده می کنند. مردم معتقدند حضور در خیابان و شرکت در این راه پیمائی کمترین کاری است که هر ایرانی می تواند برای نجات ایران انجام دهد

 

 در تاکسی و اتو بوس ومترو مکررا شنیده شده اگر کسی در این روز شرکت نکرد حق ندارد نق بزند و ابراز نارضایتی کند. مگر ما از مردم مصر و تونس کمتریم؟ اگر همه با هم به خیابان بیائیم دیکتاتور و مامورانش هیچ غلطی نمی توانند بکنند. شرائط جدید جهانی به دیکتاتورها اجازه شلیک به معترضان را نمی دهد، فقط باید بخواهیم و بیائیم

 

از شهرستانها خبر می رسد مردم خود را برای برگزاری تظاهرات آرام و مسالمت آمیز 25 بهمن آماده می کنند. در هر شهر بویژه شهرهای دانشگاهی بزرگان شهر در حال رایزنی برای درخواست مجوز و تعیین مسیر راه پیمائی هستند. به گزارش منابع خبری جرس تا کنون شبکه های اجتماعی در شهرهای اصفهان، مشهد، شیراز، تبریز، اهواز، آمل، سنندج و یزد جلسات مقدماتی برگزاری راه پیمائی برگزار کرده اند و فردا برای ارائه درخواست مجوز راه پیمائی به استانداری یا فرماندراری مربوطه مراجعه خواهند کرد

 

اگرچه عکس العمل مقامات وزارت کشور با درخواست برحق مردم که می خواهند از طرق قانونی مطالباتشان را در حمایت از قیام آزادی خواهانه مصر و تونس به گوش حکومت برسانند پیشاپیش معلوم است، اما جمهوری اسلامی بر سر دو راهی خطرناکی قرار گرفته است: اگر مجوز بدهد همگان خواهند فهمید که اکثریت مردم با سیاستهای غلط نظام مخالفند، و اگر مجوز ندهد همراهی خود را با رژیم بن علی تونسی و مبارک مصری اثبات کرده است

 

تحلیل عمومی این است که طرفداران حکومت در روز 22 بهمن به میدان بیایند و مخالفان در روز  25 بهمن، هرچند 22 بهمن متعلق به همه ملت است نه طرفداران حکومت اما با توجه به خوی انحصار طلبی حاکمان همه مناسبتهای ملی مال حکومتی ها، در دیگر روزهای سال بگذارند مردم به اصل 27 قانون اساسی عمل کنند. آنگاه جهان وزن کشی کند که وزن کدام طرف سنگین تر است

 

 عقلانیت در این است که هیچکدام از دو طرف در تظاهرات طرف دیگر شرکت نکند و ماموران انتظامی، سپاه و بسیج نیز در این دو روز بیطرف بمانند. راستی آیا سپاه و بسیج ایران از ارتش مصر کمترند که به روی هموطنان آزادی خواه خود آتش نگشایند؟ 25 بهمن روز آزمون و مقایسه است: مقایسه ملت ایران و ملت مصر، مقایسه حکومت ایران و حکومت مصر، مقایسه سپاه و بسیج ایران با ارتش مصر. امیدواریم در هر سه مقایسه ایرانیان روسفید و سربلند از بوته مبارزه بدر آیند



:: بازدید از این مطلب : 305
|
امتیاز مطلب : 61
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15
تاریخ انتشار : پنج شنبه 21 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر



:: بازدید از این مطلب : 281
|
امتیاز مطلب : 112
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
تاریخ انتشار : سه شنبه 19 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حسین مبشر



:: بازدید از این مطلب : 187
|
امتیاز مطلب : 115
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
تاریخ انتشار : یک شنبه 17 بهمن 1389 | نظرات ()

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد